ای شمع شب افروز سراپرده زهرا
ای سبط نبی، دخت علی، گوهر تقوا
ای حضرت معصومه كه از پرتو فضلت
عیسی پی تكریم تو چون مریم عذرا
ای پردهنشین حرم شاه ولایت
ای آینه جان و دل سیّد بطحاء
شد باز در از جنّت فردوس، چو كردی
در شهر قم ای لطف خدا مسكن و مأوا
تا پای در این شهر نهادی زره شوق
احباب فشاندند فرا راه تو گلها
یعنی كه تو خود گلبن گلزار خدائی
شاید بنهی بر سر هر خرمن گل پا
بر درگه تو از سر اخلاص گذارند
مردان خدا از دل و جان روی تمنا
تو مهر درخشنده گردون امامت
تو گوهر تابنده اقلیم تولا
تو مطلع انواری، در مشرق امید
تو مظهر توحیدی، در عرصه عقبی
آئینه رخشنده الطاف الهی
خورشید درخشنده ما در شب یلدا
فرمان تو ساری است به آفاق و به انفس
منشور تو جاری است به دلهای مصفّا
گفتم سخن از جاه و «جلالت» ز دل و جان
یعنی كه: شفیع گنهم باش به فردا