تبارك الله از این بارگاه و طاق و رواق
كه جفت عرش برین است در بلندی طاق
چه بارگاه است این بارگاه چرخ مثال
چه پیشطاق است این پیشطاق عرش رواق
چه طاق، طاقی برتر زطاق عرش و ز قدر
به خدمت درِ او طاق عرش بسته نطاق
نه كعبه است و چو كعبه است مقصد انفس
نه قبله است و چون قبله است ملجأ آفاق
خطا سرودم این كعبهای بود زمقام
كه هست كعبه به عزم زبارتش مشتاق
همین نه قبله مخلوق روزگار بود
كه هست منظر و منظور داور خلاق
مقام حضرت معصومه این رواق بود
تبارك الله، از این رواق عرش مساق
نبی است جدّ وی و جدّهاش بود زهرا
به صلب موسی با بوالحسن گرفته وثاق
سحر ز شرق چو خورشید سر زند خواند
زنور گنبد او درس حكمت اشراق
چو دست منفق او دید آسمان زانجم
كند به خاك رهش بدرههای سیم انفاق
ز سلسبیل و زكوثر حلاوت مدحش
هزار مرتبه شیرینتر آیدم به مذاق
مدیح فاطمه نتوان تمام گفتن اگر
شود بحور مداد و فلك شود اوراق
دو كعبه است كه مخلوق را مطاف بود
یكی به ملك حجاز و یكی به مرز عراق
یكی است مدفن معصومه بضعه حیدر
یكی است مولد حیدر شهنشه آفاق
جز او كه ماحصل نعت را كند حاصل
جز او كه ما صدق صدق را بود مصداق
«طرب» نه تنها مشتاق فیض خدمت اوست
كه جبرئیل بدین فیض هم بود مشتاق