حضرت معصومهای حبیبه داور
اخت رضائی و دخت موسی جعفر
من به فدای تو ای سلاله زهرا
جان به نثار تو ای حبیبه داور
فاطمه نامت از آن شده است به دوران
زانكه رهانی مُحِبِّ خویش زآذر
پای چو بر خاك پاك قم بنهادی
قم زشرافت گرفت زینت و زیور
طعنه زند بر بهشت، صحن و سرایت
بنده درگاه تست خسرو و قیصر
پشت فلك پیش تست خم پی تعظیم
روی فلك سوده گشته است بر این در
بَه بَه بر این مقام و عزت و شوكت
بَه بَه بر این خجسته حشمت و این فرّ
گرد حریم فرح فزای تو از شوق
مرغ دلم میزند به صبح و مسا پر
خالق یكتا گناه خلق ببخشد
پای گذاری اگر به عرصه محشر
كس نبرد پی به قدر و جاه و جلالت
غیر خداوندگار، خالق اكبر
خاك تو عطر آفرین به گلشن توحید
ای گل بیخار بوستان پیمبر
فخر تو بس باشد اینكه قبله هفتم
خسرو هشتم رضا، تراست برادر
جامه تقوی به قدّ تست چه زیبا
خامه و دفتر ز مدح تست معطّر
بانوی با احتشام،بهر كنیزیت
گشته مباهی هزار ساره و هاجر
ریزه خور خوان تست حاتم طائی
بهرهور از جود تست كهتر و مهتر
ای مه رخشنده، میكند زحریمت
ذرّه صفت كسب نور خسرو خاور
روز قیامت محبت از (ره) احسان
جام بگیرد زدست ساقی كوثر
من چه سرایم به مدح تو كه بمانده است
لنگ به وصفت كمیتِ خامه و دفتر
هست به وصفت زبان نطق من الكن
ای كه ترا جبرئیل هست ثناگر
كن نظر از راه لطف جانب «محبوب»
چشم امیدش به تست در صف محشر