پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹

1  2  
دیدگاه امام خمینی (ره) درباره عوامل و مراكز تربیتی
عوامل و مراكز مهم تربیتی، بی شمارند كه در اینجا به ذكر برخی از آنها می پردازیم.
قابل ذكر است كه عطف توجه، به این عوامل و مراكز بر اساسی اهمیتی است كه امام راحل (س) در دیدگاه تربیتی خود برای آنها قایل بوده اند كه عبارتند از:
1- وحی و مكتب انبیا - قرآن (آشنایی و عمل به قرآن)
- حوزه های علمیه (علوم حوزوی و آشنایی با علوم اسلامی)
2- عبادت - مسجد و نماز (نماز شب و نماز جمعه) - حج
3- معلم
4- مراكز فرهنگی: الف - كودكستان، دبستان، راهنمایی و دبیرستان و. . . ب - دانشگاه.
5- زن - (همسر و مادر)
6- رسانه های جمعی.
7- مجلس شورای اسلامی.
8- جلسات عزاداری- (محافل ذكر)
9- زندان - (مركز باز پروری و باز سازی انسانها و ندامتگاهها)
10- انتظار فرج
«توضیح و تبیین»
1) وحی و كتب انبیا
انسان سازی و تربیت، وظیفه نهایی انبیا و اولیای خداست، [1] زیرا موضوع علم انبیا تربیت انسان می باشد. [2] و در این باره توجه به این نكته ضروری است كه: تربیت انسان توسط انبیا پیرو تربیت تكوینی پروردگار متعال است كه با دست طبیعت انجام می پذیرد، زیرا ربوبیت به دو گونه است:
- ربوبیت عام
- ربوبیت خاص
اولی كه همه موجودات را شامل می شود به امر خدا با دست طبیعت در عالم طبیعت صورت می گیرد و همه موجودات همواره از نقص به كمال و از قوه به فعل متحول می شوند و انسان نیز تا سر حد حیوان از این قانون برخوردار است، ولی از آن به بعد به ربوبیت تشریعی و مكاتب انبیا نیازمند است. تا راه سعادت را برگزیند و به شقاوت نگرانید[3] و تردیدی نیست كه بعثت، پدید آورنده تحول علمی، عرفانی در زندگی انسانهاست. [4]
«قرآن»
اسلام مترقی ترین مكتب تربیتی و قرآن كتاب انسان سازی است[5] قرآن كتاب تربیت انسانهاست. [6] و در واقع از طریق قرآن كه حبل الهی است رابطه معنوی میان انسان و مربی او پیدا می شود. [7] آرمان اصلی وحی الهی از جمله قرآن، این است كه برای بشر معرفت و عرفان لازم نیست به خدا ایجاد كند، و این حقیقت در رأس همه امور قرار دارد. [8] و قرآن كریم، مركز و منبع همه عرفان است و نیز منشاء همه (معرفت) هاست. گرچه فهم آن مشكل است. [9]
و بهره برداری از آن پس از رفع حجابها است[10]
قرآن جهت استحلاض آدمی از زندان طبیعت و نجات انسان از مرتبه حیوانیت و ارتقای او به اوج كمال، قوت و انسانیت نازل گشته است بر این اساس همواره انسان را به تهذیب نفس و تطهیر باطن دعوت می كنند و در جهت تحصیل سعادت، راهنمایی می نماید. [11] و منظور اصلی (و من یخرج من بیته مهاجر الی الله) همین نكته است[12]
«حوزه های علمیه و روحانیت»
یكی از مراكز مهم تربیت انسانها حوزه های علوم دینی می باشند ؛زیرا:
1- مراكز دینی: عالمان صالح تربیت (می کنند چنانچه) كوشش انبیا و ایده بعثت در تمام قرنها تربیت انسان است. [13]
2- عالمان انسانهای صالح و جامع را تربیت می كنند زیرا تحصیل همراه تهذیب - می تواند ما را به حیات انسانی برساند و می تواند كشور ما را از وابستگی ها نجات بدهد. [14] ما روحانیون با دانشگاهیها یك مسیر داریم. [15]
3- عالمان صالح در برابر تهاجم فرهنگی بیگانگان و در جهت تربیت نسل بشر در تلاش اند (و الا باید) اسلام بدون روحانیت مثل كشور بدون طبیب است. [16]
4- فرهنگ صحیح و دستور العملهای تربیتی صحیح را نیز باید در حوزه های دینی جویا شد؛ زیرا اینان وارثان مكتب انبیایند. [17]
5- مساله مهم و اصلی حوزه ها اشتغال به تحصیل علوم رایج اسلامی خصوصا فقه و مبادی آن است به خصوص فقه به طریقه سلف صالح و بزرگان مشایخ همچون (شیخ الطائفه، صاحب جواهر و شیخ انصاری - رضوان الله تعالی علیهم -) فقه به طریقه موروث از فقها اسلام را حفظ می كند. [18]
6- اسلام با فقه مانده است. [19] و تردیدی نیست كه اسلام نیز مترقی ترین مكتبهای تربیت است. [20]
7- حوزه و روحانیت باید نبض تفكر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عكس العمل مناسب باشند. [21] مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد، برای مردم و جوانان حتی عوام هم قابل قبول نیست كه مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمی كنم. [22]
8- موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان در جوامع اسلامی در ارزش عملی و زهد آنان است امروز هم این ارزشها نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود كه باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت و هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله ای هم نمی تواند بدتر از دنیاگرایی، روحانیت را آلوده كند چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا و بخواهند با دلسوزیهای بی مورد، مسیر زهد گرایی آنان را منصرف سازد[23] به هر حال، خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرت ها و مهمتر از همه احساس مسوولیت در برابر توده ها، روحانیت را زنده، و پایدار و محبوب ساخته است. منشور روحانیت) [24]
9- اگر فقهای عزیز نبودند معلوم نبود، امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن اسلام و اهل بیت (علیه السلام) به خورد توده ها داده بودند. [25]
2) عبادت
«مسجد و نماز»
دیگر از مراكز مهم تربیتی (مسجد) است مسجد مظهر نماز، ذكر و یاد خدا می باشد بالاترین فریضه و كارخانه انسان سازی (تربیت انسان) نماز است نماز برای اصلاح و تربیت نفس، تاثیر بسزایی دارد. [26] حتی (وضو) آدمی را از شر نفس و دام شیطان حفظ می كند[27] در احادیث تاكید شده كه همیشه با وضو باشید.
امام - سلام الله علیه - علاوه بر سفارش اكید به نماز، پیرامون، مداومت رفتن به مسجد نیز همواره رهنمودها داده اند از جمله:
1- مساجد، سنگرهای اسلام و محراب، محل حرب است. [28]
2- در صدر اسلام، مسجد مراكز تبلیغ احكام سیاسی اسلام بود. [29]
3- با خطبه های نماز جمعه لشكر (تهیج) می شد و سپاهان از مسجد به میدان جنگ می رفتند و كسی كه از مسجد به میدان جنگ می رود فقط از خدا می ترسد از كشته شدن، فقر و آوارگی، باكی ندارد و چنین سپاهی، فاتح و پیروز است. [30]
«حج»
(حج نیز یكی از مراكز تربیتی و یكی از عوامل مهم تربیت انسان است از آنجا كه در این مناسك عجیب از اول احرام و تلبیه تا آخر مناسك، اشاراتی عرفانی و روحانی است. . . . لبیكهای مكرر از كسانی حقیقت دارد كه ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی، پاسخ مثبت می دهند، و مساءله، مساءله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب گویی گوینده از خود در این محضر بیخود شده و جواب دعوت را تكرار می كند و دنباله آن سلب شریك به طور مطلق می نماید. [31]
البته مراتب معنوی و تاثیرات تربیتی حج كه سرمایه حیات جاودانه است و انسان را به افق توحید و تنزیه نزدیك می نماید، حاصل نخواهد شد مگر آنكه دستورات عبادی حج به طور مطلق و شایسته، مو به مو عمل شود. [32]
(حج) به عنوان یك نیروی بزرگ و قدرت جهانی، خودنمایی كردن و شوراندن مسلمانان علیه قدرت وابسته است حج كانون معارف الهی است كه از آن محتوای سیاست اسلام را در تمام زوایای زندگی باید جستجو نمود.
(حج) پیام آور و ایجاد و بنای جامعه ای به دور از رذایل مادی و معنوی است (حج) تجلی و تكرار همه صحنه های عشق آفرین مناسك زندگی (است) و از آنجا كه جامعه امت اسلامی از هر نژاد و ملیتی باید ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد (صلی الله علیه و آله) پیوند خورد و یكی گردد و ید واحد شود، حج تنظیم تمرین و تشكل این زندگی توحیدی است. [33]
3) معلم
امام - سلام الله علیه - درباره معلم و نقش سازنده وی در تربیت انسان، این چنین رهنمود می داد.
1- 3. اصلاح و افساد جامعه، در گرو نحو تربیت معلمین است. [34]
2- 3. نونهالان امانتهایی هستند در دست معلمان. [35]
3- 3. معلم امانتداری است كه انسان، امانت اوست. [36]
4- 3. معلمان باید به تعالیم الهی بچه ها را تربیت كنند و نه، با تعالیم و تربیت شیطانی. [37]
5- 3. تربیت هنگامی سودمند است كه (اسم رب) باشد[38] و آگاه باشید كه تربیتهای غربی، آدمی را از انسانیت خلع می كند[39] گرچه استعمارگران، بر اساس اهداف شوم خود فرهنگ بیگانه را در میان مسلمانان رواج داده اند و مردم را غربزده كرده اند[40] ولی ما مكلف هستیم كه اسلام را حفظ كنیم، این مسأله از نماز و روزه واجب تر است. [41]
6- 3. منشاء تمام بدبختیها، اساتید غیر متعهد و وابسته اند. [42]
7- 3. نقش معلم در جامعه نقش انبیاست ولی از معلمان غربزده باید حذر كرد. [43]
8- 3. تمام انبیا معلم اند و تمام بشر دانشجو[44] و همه جهان مدرسه است و معلمین راستین آن انبیا و اولیا هستند. [45]
9- 3. شغل معلم اخراج انسانها از ظلمت به نور است. [46]
4) مراكز فرهنگی
الف - (كودكستان، دبستان، راهنمایی، دبیرستان و. . .)
مدرسه باید مركز تربیت صحیح باشد. [47] زیرا اصلاح دانشگاه زمانی آسان است كه فرزندانمان را از دوران دانش آموزی زیر نظر بگیریم تا خوب تربیت شوند. [48]
دانش مفید نیست باید با تعهد همراه باشد و در آن صورت است كه دانشجو می تواند به جایی برسد و پیش خدا آبرومند باشد. [49] و آموزش و پرورش هنگامی سودمند است كه دارای ایمان به خدا و معنویت باشد. [50]
[1]. صحیفه نور، ج 7، ص 15 و 223.
[2]. صحیفه نور، ج 7، ص 15 و 223.
[3]. آداب الصلواه، ص 275، حدیث 17.
[4]. صحیفه نور، ج 17، ص 250.
[5]. صحیفه نور، ج 11، ص 253. ج 5، ص 168.
[6]. صحیفه نور، ج 11، ص 253. ج 5، ص 168.
[7]. آداب صلواه، ص 198، حدیث 12.
[8]. صحیفه نور، ج 19، ص 25 و 251.
[9]. صحیفه نور، ج 19، ص 141 و 251.
[10]. آداب الصلوه، ص 195 و 202.
[11]. آداب الصلوه، ص 184، 186، 189. 200.
[12]. آداب الصلوه، ص 184، 186، 189 و 200.
[13]. ر. ك صحیفه نور، ج 14. 15، ص 2. وصیتنامه، بند (ط.
[14]. ر. ك، صحیفه نور، ج 14 و 15. وصیتنامه، بند (ط.
[15]. صحیفه نور، ج 11، ص 96. وصیتنامه، بند (و.
[16]. صیحفه نور، ج 14، ص 123.
[17]. چهل حدیث، حدیث 26، ص 420.
[18]. صیحفه نور، ج 17، ص 205.
[19]. صحیفه نور، ج 19، ص 182.
[20]. صیحفه نور، ج 7، ص 248، و ج 11، ص 253 و ج 5، ص 168.
[21]. صحیفه نور، ج 21، ص 100.
[22]. صحیفه نور، ج 21، ص 100.
[23]. صحیفه نور، ج 21، ص.
[24]. صحیفه نور، ج 21، ص 90.
[25]. صحیفه نور، ج 21، ص 88.
[26]. صحیفه نور، ج 12، ص 148.
[27]. چهل حدیث، حضرت امام خمینی - سلام الله علیه -، حدیث 27، ص 434.
[28]. صحیفه نور، ج 12، ص 148.
[29]. صحیفه نور، ج 9، 136.
[30]. ولایت فقیه، ص 180. و صحیفه نور، ج 1، ص 119.
[31]. صحیفه نور، ج 19، ص 42 و 44.
[32]. صحیفه نور، ج 19، ص 42 و 44.
[33]. صحیفه نور، ج 20، ص 229.
[34]. صحیفه نور، ج 7، ص 77.
[35]. همان مدرك، ج 15، ص 95.
[36]. همان مدرك، ج 14، ص 27.
[37]. همان مدرك، ج 5، ص 62.
[38]. صحیفه نور، ج 12، ص 170.
[39]. همان مدرك، ج 7، ص 82.
[40]. ولایت فقیه، ص 51 و 87.
[41]. ولایت فقیه، ص 51 و 87.
[42]. صحیفه نور، ج 14، ص 113.
[43]. صحیفه نور، ت ج 8، وصیتنامه سیاسی الهی، بخش شماره 1.
[44]. صحیفه نور، ج 13، ص 52 و 256.
[45]. صحیفه نور، ج 13، ص 52 و 265.
[46]. صحیفه نور، ج 8، ص 240.
[47]. صحیفه نور، ج 12، ص 217.
[48]. صحیفه نور، ج 19، ص 141 - 142.
[49]. صحیفه نور، نج 19، ص 141 - 142.
[50]. صحیفه نور، ج 15، ص 20.
سيد محمد شفيعي مازندراني- با اندکي تصرف از کتاب مباني تربيتي عرفاني امام خميني، فصل هفتم
1  2