| امام خمینی؛ شخصیت و كرامت زن |
تجـدیـد حیات فـرهنگ دینـی و احیای ارزشهای متعالـی انسـانـی و رویكرد مجدد بشر به كرامتهای اخلاقی و معنـوی كه در قهر بـی رحـم تمدن صنعتـی از آن روی گردانده بـود یكـی از ثمرات نهضت اسلامـی حضرت امام خمینی بود.
تفسیری كه حضـرت امام از دیـن ارائه داد و جهان علـم و تفكـر و تمدن را به حیرت فرو برد و اسلام ناب محمـدی صلـوات الله علیه و آله را به عنـوان الگـوی بـرتـر و گـریزگاه امـن بشـر از جهنـم اندیشه های مادی معرفی كرد، نه متكی بر اجتهاد در مقابل نص بـود تا گرفتار ارتداد جاهلی شـود و نه بر یافته های عقل تجربـی تكیه داشت تا در لجنزار فهم عصری دیـن، همه ارزشهای مقدس انسانـی را در پای مادیات خشك و منطق مقـدس تحصلـی قـربـانـی كنـد و نه به بهانه انتظار ظهور مصلح جهانی و اعتقاد به تعطیل نمـودن دیـن و دنیـا از هـر گـونه تعهد انسـانـی و دینـی شـانه خـالـی كــرد.
حضرت امام جهان و انسان و اسلام را دقیقا آنچنان مـی دید كه قرآن كریـم به تصویر كشیده بـود و اولیإ دیـن در پی تحقق آن لحظه ای از پای ننشستند.او تـوحید را از درون كتابهای كلامی و فلسفـی و ذهنیت اندیشمندان و دیـن شناسان برگرفت و به صحنه طبیعت و شریعت و واقعیت زمیـن و زندگـی و در كانون قانـون و قـدرت آورد.امام غبارهای سیاه نخـوت عربـی و اجتهاد متكـی بر قیاس عقلی و مصلحت قـومـی و تجربه ما تریالیستی و خردورزی سكـولاریستـی را از چهره نبـوت و هـدایت وحیانـی الهی بـرگـرفت و آیات الهی را از مجلـس مردگان و گـورستان بـر فراز مناره صـراط مستقیـم سعادت انسانـی فـروزان سـاخت.و نیز ولایت و امامت و حـاكمیت حق و عدالت را كه پـس از غیبت امام معصـوم(عج) از صحنه حیات و هدایت جـوامع بشری رخت بـربسته و همـاننـد اسطـوره هـای تاریخـی در درون كتـابها و مـوزه ها و زیارتگاهها عقـده گشـای كمبـودها و سنگ صبـور رنجها و ظلمها و عقب افتادگیها و تحقیرها شده بـود در همان قالب و مثالی كه اولیإ معصـوم ارائه فرمـوده بـودند متجلـی ساخت و ...نگاه امام به جایگاه زن و تبییـن كرامت او چنان تحولی در انسان شناسی دینـی پدید آورد كه از یك سـو نگاه تفریطـی جاهلـی به زن را از صفحه ذهـن مـومنـان متكـی بـر وحـی پـاك نمـود و از سـوی دیگـر انـدیشه های فرزانه و فرهیخته را از نگرش افراطـی جاهلیت متمـدن بازداشت.
حضـرت امـام كه اسلام را به مثـابه یك كل بهم پیـوسته مــی دانست معتقد بـود كه عقیده و شریعت و عبادت مجموعه ای متكامل و هماهنگ هستند و به همین دلیل نمی توان بین دیـن و سیاست و دولت اختلاف و تعارضـی یافت، و نیز معتقـد بـود كه فرهنگ، اساس سعادت و شقاوت ملتهاست و تلازمـی در بهره منـدی از علـوم و صنایع غرب با پذیـرش فـرهنگ استعمـاری و مـادی غرب نیست و مـی تـوان از صنعت آنـــان بهره مند شـد و فرهنگ الهی خـود را از دست نداد، و نیز به كرامت انسانـی و عزت مـومنان و قـوت و شـوكت مسلمانان بـاور داشت.او مصمـم بـود تا بتهای ساخته شـده به دست بشر را بشكنـد و باورهای شـركآلـود را در هـر زمینه ای ریشه كـن كنـد و با التزام به اسلام ناب، حصـار تحجـر و التقاط در فهم و عمل اسلامـی را در هـم فـرو ریزد.از نظر حضـرت امام و در بیان و عمل او، هـم تحجـر مـردود بود و هم التقاط كه به معنای رها كردن قیود صحیح برای فهم دیـن و اسلام است.[1] او می گفت:
«مادامی كه در مسیر حق باشیم پیروزیم ...حق بودن به ایـن است كه ما همه چیزمان را اسلامـی كنیـم، عقایدمان عقاید اسلام باشـد، ایمان را در قلبمان تقـویت كنیم، اعمالمان را تطبیق بـدهیـم با اسلام، بـا قـرآن و اخلاقمـان را مهذب كنیـم، تطبیق بـدهیـم بــا اسلام.»[2] و معتقـد بـود: «هر چه مـوافق دین و قـوانیـن اسلام باشد، با كمال تـواضع گردن مـی نهیـم و هر چه مخالف دیـن و قرآن باشد ...و لو الزامات بیـن المللی باشد، با آن مخالفیم.»[3] و به ایـن باور بـود كه: «ما نمی خـواهیـم در خارج از كشور وجاهت پیدا بكنیم، می خـواهیم به امر خدا عمل كنیـم.»[4] و ترس ایشان از آن بود كه: «مبادا از حرفهای خارجیها بترسیـم و در پیاده كردن احكام خـدا سستی كنیم.»[5]
سرمنزل مقصود
ما بیـش از آنچه می تـوانیـم از نوشته ها و گفته های حضرت امام در ابعاد اجتماعی و تربیتی اسلام بهره مند شویـم باید در مشی عملی و رفتارهای سیاسـی، عبـادی، اجتماعی، اقتصادی و خانـوادگـی حضـرت امام تـوجه كنیـم تـا به هـدفهای تـربیتـی و سیاسـی اسلام و فهم شیوه های رفتاری آن دسترسی پیدا كنیم.به دیگر سخـن، فهم كامل و تبییـن جامع دیـدگاه حضرت امام نسبت به شخصیت زن و جایگاه رفیع او، زمانی میسر است كه ما به مجموعه نظام فكری، عقیدتی و اصـول اعتقادی اسلام تـوجه داشته باشیـم.جامعه ای كه بخـواهد هر یك از مسایل سیاسـی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تربیتـی خـود را از كشـوری وام بگیرد و تابع اصـول و ارزشها و بینشهای غیر دینی كه در معادلات سیاسی، فرهنگی حاكـم بر جهان جریان دارد باشد و دچار التقاط در جهان بینـی و وام گیری در اندیشه و فرهنگ از ایـن و آن بشـود هیچ گاه به سرمنزل مقصـود نخـواهد رسید و نمی تـواند صاحب تمدنـی پایا و مستقل باشـد.و علت مـوفقیت حضرت امام در پیشبرد نهضت اسلامی و علت اینكه یكتنه و یكنفـس آن همه تإثیر در تحولات فـرهنگـی و اجتماعی اسلام و ایران و حتـی بسیاری از جـوامع غیـر اسلامی داشت و روز به روز و ایـن تإثیرگذاری افزایش داشت، ریشه در همیـن حقیقت دارد كه او در گفتار و رفتار و شیـوه زندگانی و ظاهر و باطـن و در خانه و جامعه و در نـوع مـدیریت و مـرجعیت و حكـومتـش تابع یك نظام عقیدتی و فكری واحد و بهم پیـوسته بـود.
این است كه تبییـن نگرش امام به مقام زن و جایگاه آن بدون توجه به مجمـوعه فكری و اعتقادی او، انسان را به بیراهه خـواهد كشید و اولین و بزرگتریـن اشتباه كسانی كه مدعی قرائتهای گوناگون در دیدگاههای حضرت امام هستنـد از همیـن جا است كه به دلیل جایگاه فكـری و سیاسـی خودشان نتـوانسته اند و یا نخـواسته انـد امام را آنچنـان كه بـود بشنـاسنـد و دریـابنـد.
نگرش تخصصـی در زمینه علـوم انسانی و اسلامی كه از ملازمات جامعه صنعتـی و حاكمیت تكنـولـوژی است، در عیـن داشتـن مزایا و منافع قابل تـوجه یك آفت بزرگ را نیز به همـراه دارد، زیـرا انسان را از درك ارتبـاط واقعی بیـن اشیـإ و نگـاه تـوحیـدی به عالـم و انسجـام و تعامل بیـن ابعاد گـونـاگـون تكـویـن و تشـریع و فهم نظام منـد قـوانیـن فطـری و شـرایع دینـی كه منطبق بـر فطـرتنـد بازمی دارد.
تبییـن ارزش و مقام زن در اسلام فرع بر انسان شناسـی اسلام است، و آن نیز خـود از هستـی شنـاسـی و تـوحیـد نشـإت مـی گیـرد.
ممكـن است در پاره ای موارد شیوه های رفتاری و عناویـن و موضوعات و حتـی قـوانیـن فرعی اسلام با مكتب و فـرهنگ دیگری تشابه داشته باشد حتـی ممكـن است هدفها نیز در یك ارزیابـی تخصصـی، مشابه و دارای شاخصهای مشابه باشـد.اما انگیزه ها و نیات و دیدگاهـی كه ایـن رفتار و گفتار از آن منبعث شده است حكمهای متفاوتـی را بر دو عمل مشابه جـاری نمایـد.حضـرت امام در سال 41 خطاب به علـم نخست وزیر رژیم شاه می نویسد: «ورود زنها به مجلسیـن و انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف قوانیـن محكم اسلام كه تشخیص آن به نص قانون اساسی محـول به علمای اعلام و مراجع فتـواست و برای دیگران حق دخالت نیست و فقهای اسلام و مراجع مسلمیـن به حرمت آن فتـوا داده و می دهند[6] و همـو پـس از پیروزی انقلاب اسلامی و تإسیس مجلـس شورای اسلامی حضور زنان را لازم، و قانونی را كه به حضـور آنـان اجـازه شـركت داده است قـانـون اسلام مـی شمارد.
ایـن است كه بایـد به هنگام بحث از مقام زن در نگرش و روش حضرت امـام، تـوجه به مبـانـی فكـری و فلسفـی و فقهی آن بزرگـوار كه پشتـوانه و منشإ واقعی ایـن نگـرشها و رفتارها مـی باشـد داشته باشیم.
تفاوت دیدگاهها
بیشتریـن نقـدها و كج فهمیها در مـورد دیدگاه اسلام نسبت به زن و تبییـن شخصیت زن در سیـره حضـرت امـام، گذشته از عدم تــوجه به مبانـی اعتقادی، ناشـی از تفاوت دیدگاهها در زمینه مباحثـی است كه به بخشی از آن اشاره می شود:
الف: اسلام انسان را خلیفه خدا در زمیـن مـی داند كه تسخیر طبیعت و عمارت زمیـن را به او واگذار نموده و او را بر سرنوشت خـویـش حاكـم قرار داده است.حضرت امام مـی فرماید: «حق تعالـی به مقام اسـم جامع و رب الانسان بر صراط مستقیـم است.چنانچه فرماید: ان ربی علی صراط مستقیـم ...و مربـوب آن ذات مقدس بدیـن مقام نیز بر صراط مستقیـم است ...آن بر وجه ظاهریت و ربـوبیت و ایـن بر وجه مظهریت و مربـوبیت.و دیگر موجودات و «سائریـن الی الله» هیچ یك بـر صراط مستقیـم نیستند بلكه اعوجاج دارنـد یا به جانب لطف و جمال و یا به طرف قهر و جلال.و مومنیـن، چـون تابع انسان كامل هستند و از پیـش خود قدمی برندارند و عقل خود را در كیفیت سیر معنـوی الـی الله دخالت ندهنـد از ایـن جهت صـراط آنها نیز مستقیـم و حشـر آنها بـا انسان كامل و وصـول آنها به تبع وصـول انسان كامل است.»[7] [1] . برگرفته از سخنرانـی مقام معظم رهبـری در سالگرد رحلت حضـرت امام در تاریخ 14/3/71
[2] . صحیفه نور، ج9، ص245.
[3] . همان، ج1، ص17.
[4] . همان، ج8، ص251.
[5] . همان، ج18، ص179.
[6] . صحیفه نـور، ج22، ص30. و در ج13، ص68 تصـریح دارد كه: فــرض كنید اینها یك زنی را هـم وارد می كردند در مجلس اما چه زنی بود و چكار می خواست بكند. حالا هـم وارد شدند بعضی خانمها در مجلـس، این ورود غیر آن ورود است.
[7] . چهل حدیث، ص531.
|
| محمود لطيفي- مجله حكومت اسلامي |
|
|