| امام خمینی(ره) و وحدت امّت |
یكی از اموری كه مورد اتفاق و پذیرش همه عقلای عالم خصوصا انبیای الهی بوده و هست كیمیای وحدت است و شاید بتوان گفت اصل اساسی و بنیادی در تعالیم اسلام دعوت به وحدت و ایجاد همدلی و همفكری در بین انسانهاست.
اصل توحید و پرستش خدای یگانه از اصول دین ماست كه همه فرق مسلمین به آن اذعان داشته و یكی از دو ركن اساسی اسلامیت هر فرد است، شهادت به وحدانیت و شهادت به رسالت محمد (ص) دو عنصر اصلی و كلیدی مسلمان شدن هر فرد غیرمسلمانی است. نگاهی به تعالیم اسلام و دستورات فقهی به ما نشان میدهد كه همه دستورات دینی برای ایجاد جامعهای واحد و همدل و همزبان صادر شده است. قبله واحد، كتاب واحد، زبان اسلامی واحد، شعار واحد و. . . همگی نشان از همدلی و همسویی است. اوقات نماز، روزه، حج، اعیاد مذهبی، نماز جمعه، نماز جماعت، ادعیه، زیارات، مراسم عزاداری و. . . همگی در جهت ایجاد وحدت در میان مسلمین وضع شده است. گرچه همه این امور در حال حاضر اسباب تفرقه شده تا اسباب وحدت، ولی این ضرری به اصل دین نمیزند. تعالیم اسلام با اعمال ما فاصله بسیاری دارد چرا كه: (الاسلام شیئ والمسلمین شیئ آخر)
حضرت امام خمینی به عنوان احیاگر اسلام ناب در عصر حاضر و فردی كه در طول تاریخ پس از اسلام از چهرههای كمنظیر به شمار میرود، همواره بر این اصل اساسی وحدت در جامعه تاكید داشته و این را به عنوان یك استراتژی و تاكتیك برای پیروزی بر حریف و تشكیل حكومت نمیدانستبلكه جوهره درك وی از عزت و اقتدار مسلمین و ماهیت اجتماعی، سیاسی بودن مكتب اسلام و تعبد معرفتشناسانه ایشان از كلمات و اصول تعالیم اسلامی و قرآنی چنین اقتضایی داشت و این روش و منش هیچ منافاتی با عقیده و مرام تشیع وی نداشت. امام در عین حالی كه مسلمان شیعه متعصب و اصولگرا بود و هرگز حاضر نشد ذرهای از اصول مسلم مذهب شیعه اثنیعشری عدول كند. انسانی جامعنگر بوده و تعبد و تقید به اصول و ارزشهای اسلامی مانع از بهرهگیری و استفاده از مواضع مشترك امت اسلام با سایر ملل جهان نشد چه رسد به مواضع شیعیان و اهل سنت لذا در این ایام كه مصادف استبا هفته وحدت مناسب است. نگاهی هرچند گذرا به مواضع و دیدگاههای آن امام همام داشته باشیم باشد كه رهنمودهای آن پیر فرزانه چراغ راهمان بوده و بتوانیم از شرایط بحرانی كه از هر سو آتش اختلاف و كینه میبارد عبور كنیم و انقلاب و اسلام را از شر اختلاف و چند دستگی نجات دهیم. ما در این مقاله سعی خواهیم كرد محورهای اساسی حفظ وحدت در جامعه را كه در منش و گفتار امام راحل به چشم میخورد بیان نموده و شواهدی از بیانات ایشان و خاطرات یاران امام در خصوص هر محور عرضه كنیم.
محورهای اساسی حفظ وحدت را در پنج دسته میتوان تقسیم كرد:
1- هدفگیری ریشه فساد 2- تشكیل جبهه واحد 3- تمسك به مشتركات 4- پرهیز از مسائل تفرقهافكن 5- پیریزی نمادهای وحدت
1. هدفگیری ریشه فساد:
امام (س) ازاولین روزهایی كه قدم در عرصه حیات اجتماعی گذاشتبا بهرهجویی از تجارب گذشتگان و درك علل و عوامل شكست و انحراف نهضتهای اسلامی خصوصا در سده اخیر به این نتیجه رسیده بود كه پرداختن به شاخهها و عناصر فرعی فساد نه تنها متضاد با منافع ظالمین و حكومتهای ستمگر نیستبلكه بعضا و حتی در بیشتر موارد خود آنها به این مخالفتها دامن زده و خوشحال خواهند شد كه افكار عمومی را از خود منصرف و معطوف به مسائل جنبی و حاشیهای كنند. لذا امام از روز اول خواستار براندازی رژیم سلطنتی و از اینكه علماء و روحانیون تلاش خود را معطوف اصلاح بنیادین جامعه نمیكنند اظهار شكوه میكنند. ایشان در تاریخیترین سند مبارزاتی خود كه پس از سقوط دولت رضاخان نوشتهاند میفرمایند:
"هان ای روحانیین اسلامی،ای علمای ربانی، ای دانشمندان دیندار، ای گویندگان آیین دوست، ای دینداران خداخواه،ای خداخواهان حقپرست،ای حقپرستان شرافتمند،ای شرافتمندان وطنخواه،ای وطنخواهان با ناموس، موعظتخدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را كه پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترك نفعهای شخصی كرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. "
"ان لله فی ایام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها" امروز روزی است كه نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است. اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نكنید و مراسم دینی را عودت ندهید فرداست كه مشتی هرزهگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود كنند. " [1]
و همچنین پس از پیروزی انقلاب از عدم بهرهبرداری صحیح جامعه از فضای خلاء قدرتی كه پس از رفتن رضا شاه پدید آمده بود اظهار تاسف میكنند و میفرمایند:
"معالاسف آن وقت اشخاصی (از) خود ملت، یك راسی كه بتواند آنها را جمع بكند نبود كه پسر رضاخان را آنها گذاشتند اینجا و در صورتی كه اگر آن وقت در دو سه تا شهر تظاهرات میشد به ضد، نمیگذاشتند او را، لكن هیچكس حرف نزد. . . شاید اگر مرحوم مدرس آن وقتبود آن كار را میكرد. "[2]
با این اوصاف مشخص میشود امام در همان زمان نیز مبدا فساد را هدفگیری نموده است و اگر میبینیم حضرت امام به محض مواجه شدن با جریان و تفكری كه قصد دارد ریشه و بنیان تفكر مذهبی و عقاید دینی جامعه را زیر سؤال ببرد و باعث ایجاد تردید در جامعه شود با آن به مقابله برخاسته و درس و بحثحوزوی را به كناری نهاده و متقنترین و جامعترین كتاب را در رد شبهات وارده بر آن عصر مینویسد، بر اساس همین ایده و تفكر است و امام در همان كتاب نیز ریشه و اساس این مقاله را شخص رضاخان دانسته و پرده از چهره كریه او برمیدارند. ایشان میفرمایند:
"او فهم صلاح و فساد نداشت و فشارهای او به روحانیین برای اصلاح نبود، او میخواست ریشه را از بیخ بكند. "[3]
با این توضیحات علت عدم شركت فعال حضرت امام در مسئله ملی شدن صنعت نفت و مبارزات آیتالله كاشانی روشن میشود. چون در این مبارزات اصل وجود نظام سلطنتی مفروض گرفته شده بود و فقط سعی میشد اصلاحاتی در آن پدید آورند. همچنین اگر میبینیم امام در تشكیلاتی كه با نام انجمن حجتیه كه مشغول مبارزه با بهائیتبودند وارد نمیشوند بر اساس همین نوع تفكر بوده است چون امام این نوع مبارزه را مبارزه با معلول شمرده باعث غفلت از مفسد اصلی میدانستند.
امام راحل به محض فراهم شدن بهانه برای مقابله صریح با رژیم ستمشاهی بلافاصله وارد عمل شده و مستقیما شاه و رژیم دستنشاندهاش را هدفگیری میكنند.
امام در پیام مشهور خود پس از فاجعه مدرسه فیضیه میفرمایند:
"شاهدوستی یعنی غارتگری، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراكز علم و دانش، شاهدوستی یعنی ضربهزدن به پیكر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانههای اسلام، محو آثار اسلامیت، شاهدوستی یعنی تجاوز به احكام اسلام و تبدیل احكام قرآن كریم، شاهدوستی یعنی كوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. "[4]
امام در طول دوران مبارزه با هرگونه حركتی كه باعث انحراف افكار ملت از مجرم اصلی شده به مقابله برمیخیزند و در حد توان به روشنگری و ارائه مسیر صحیح مبارزه میپردازند. مثلا هنگام طرح كتاب شهید جاوید در مجامع علمی و طرفداری عدهای از محتوای كتاب و مخالفت عدهای دیگر و یا طرفداری عدهای از تفكرات مرحوم دكتر شریعتی و مخالفت عدهای با آن میفرمایند:
"قضیه مرحوم شمسآبادی شما خیال كردید یك چیز عادی بود این همه جز همانها بود كه با طریقهای مختلف اینها میآمدند و درست میكردند. یك وقت "شهید جاوید" را پیش میآوردند، از این طرف و از آن طرف و یك ماه محرم و صفر و بیشتر منبرها همه خرج این میشد كه "شهید جاوید" چی. از این طرف یك دستهای تایید از آن طرف یك دستهای تكذیب. یك قدری كه این سست میشد، باز یك چیز دیگری درست میكردند. مرحوم شمسآبادی هم از این امور بود كه شاید هم خودشان این كار را كردند (من نمیدانم) كه یكی كسی را بكشند و صدا دربیاورند یك دسته از آن طرف و یك دسته از این طرف و بساط درست كنند و یك قدری كه این كمتر میشد آن وقتیك كس دیگر را به میدان میآوردند كه این كتابهایش چطور است. او میگفت كافر است، این میگفت مسلمان است. آن دیگری میگفت كافری است از ابوجهل بدتر. اما نقشه توی كار است. آنهایی كه اینها را درست میكنند نه به اسلام عقیده دارند و نه به روحانیت عقیده دارند و نه به هیچ چیز. "[5]
این منش و سلوك امام در بعد از پیروزی انقلاب نیز ادامه داشته و مانع انحراف افكار ملت و همچنین سایر ملل از تجاوزگری و امالفساد بودن آمریكا میشوند و با ملقب كردن آمریكا به شیطان بزرگ و حمایت از تسخیر لانه جاسوسی و افشای چهره كریه آمریكا از پس پرده تزویر حقوق بشر همه نگاهها را متوجه آن ساخته از سایر مشكلات منصرف میكنند. امام میفرمایند:
"تمام آزادیخواهان باید با روشنبینی و روشنگری راه سیلی زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها خصوصا آمریكا را به مردم سیلی خورده كشورهای مظلوم اسلامی و جهان سوم ترسیم كنند. من با اطمینان میگویم اسلام ابرقدرتها را به خاك مذلت مینشاند اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یكی پس از دیگری برطرف و سنگرهای كلیدی جهان را فتح خواهد كرد. "[6] [1] . صحیفه امام، ج 1، ص 21، تاریخ 11/جمادیالاولی/ 1363
[2] . صحیفه امام، ج 13، ص 381 - 382، تاریخ 15/9/1359
[3] . كشفالاسرار، ص 201
[4] . صحیفه امام، ج 1، ص 178، تاریخ 16/1/1341
[5] . صحیفه امام، ج 8، ص 460، تاریخ 14/4/1358
[6] . صحیفه امام، ج 20، ص 325، تاریخ 6/5/1366
|
| مهدي حاضري- imam-khomeini.com |
|
|