| امام خمینی (ره) و مبانی نظری سیاست خارجی |
مقدمه
قلمرو مطالعاتی سیاست خارجی همانند سایر حوزه های مطالعاتی، با نظرات، تحلیلها و دیدگاههای متفاوتی مواجه شده است و تلاش محققان و اندیشمندان جهت مفهومی و نظری كردن وقایع، رخدادهای بین المللی و مبانی رفتار دولتها، همواره با موانع و مشكلات خاص نظریه پردازی مشابه سایر رشته های علوم انسانی روبرو گردیده است. این امر در عرصه ای كه همچنان فاقد اقتدار محیط داخلی است و مهمترین خصلت آن، عدم قوه فائقه یا آنارشی است، دو چندان می گردد[1] و این سئوال اساسی همیشه مطرح بوده كه چگونه می توان سیاست خارجی را مطالعه نمود؟ مبانی رفتارهای تخاصمی دولتها چیست؟ دولتها چگونه در شرایط بحرانی تصمیم گیری می نمایند؟ فرایند سیاستگزاری خارجی چگونه شكل می گیرد و به طور كلی، متغیرهای مؤثر در شكل دهی به جهت گیریها و اهداف سیاست خارجی كدامند؟
برخی اندیشمندان از جمله مك كلاند، مدلسكی، روزكرانس و كاپلان، سیاست خارجی را از منظر نظام بین المللی یا سطح كلان مورد توجه قرار داده اند. [2] از نظر این صاحب نظران، دولتها صرفا در چارچوب نظام بین المللی توان اقدام داشته و سیاست خارجی، با توجه به ساختار و فرایندهای نظام بین الملل محدود می شود. در این دیدگاه، یا تمایزات داخلی دولتهای عضو نظام بین المللی لحاظ نمی گردد و یا برای متغیرهای داخلی نقش ناچیزی قائل می شوند. بر این اساس، در مطالعه سیاست خارجی، باید ساختارها، فرایندها، قواعد، ارزشها و اهداف نظام بین المللی را شناخت. متفكران دیگری از جمله ریچارداسنایدر، ژوزف فرانكل، بیشتر توجه خود را به متغیرهای داخلی معطوف داشته و رفتار خارجی كشورها را عمدتا تابعی از عوامل و عناصر داخلی دانسته اند. در این سطح، متغیرهای متعددی مورد مطالعه قرار می گیرد و از میان آنها، باورها، ارزشها و تصاویر ذهنی فرد سیاستگزار، از اهمیت خاص بر خوردار است. [3] و دسته دیگری از متخصصان روابط بین المللی؛ مانند هانریدر و جیمز روزنا به اتصال دو محیط داخلی و بین المللی پرداخته و برای مطالعه سیاست خارجی توجه به هردو سطح را لازم می دانند. [4] برخی نیز با توجه به نظریه سیستمها، به بررسی سیاست خارجی از جمله بازده های آن پرداخته اند. [5]
مقاله حاضر كه در پی فهم و شناخت سیاست خارجی با عنایت به اندیشه های امام خمینی (ره) می باشد، در صدد است مبانی نظری و نقطه عزیمت امام (ره) را در نگرش به سیاست خارجی مشخص سازد و با بهره گیری از نظرات ایشان، حوزه سیاست خارجی را كه مشحون از همكاری، رقابت، تعارض و خصومت است، مطالعه و تحلیل نماید. بدین منظور و در پاسخ به مساله اصلی، آنچه به عنوان چارچوب مفهومی جهت مطالعه سیاست خارجی پیشنهاد می گردد، پژوهش سیاست خارجی با توجه به سه «متغیر انسان»، «محیط» و «نقشهای ملی» است كه از میان آنها، متغیر انسان بیشترین اهمیت را دارد.
اول ـ متغیر انسان
1- ماهیت انسان
حضرت امام خمینی (ره) با نگرش عرفانی و اخلاقی خود، توجه ویژه ای به باطن، روحیات، صفات، خلقیات و كردار انسان نموده و در بیانات و تقریرات خود در بررسی انسان، به فرد یا انسان مهذب و غیر مهذب پرداخته است، در آثار امام (ره) ، انسان، گاهی «انسان بما هو انسان » و زمانی در مقام یك زمامدار و فرد سیاستگزار و در جائی به صورت افراد یا جامعه انسانی مورد توجه قرار می گیرد و اقدامات آن، سیاست داخلی و خارجی را بر حسب موقعیت، به درجات متفاوت تحت تاثیر قرار می دهد.
امام (ره) از وجود سه قوه در باطن انسان یاد می كند و آن را سرچشمه تمام ملكات حسنه و سیئه و منشا تمام صور غیبیه ملكوتیه می داند. این سه قوه عبارتند از: «واهمه »، «غضبیه » و«شهویه ». كه افراط و تفریط در هر یك، برای انسان مضر است. امام (ره) ضمن اشاره به حدیث امام صادق (ع) ؛ الغضب مفتاح كل شر»؛ خشم كلید همه شرهاست، [6] می فرماید: «بیشتر فتنه های بزرگ و كارهای فجیع در اثر غضب و اشتعال آن واقع شده است. »[7]
2. سیاست فرد غیر مهذب
امام (ره) سیاست خارجی دولتهای دست نشانده و قدرتهای بزرگ را مرتبط با قوای باطنی و عدم تهذیب دانسته و درباره اقدامات و رفتارهای آنها می فرماید:
«به هر كس دستش رسید، با قهر و غلبه ظلم كند و هر كس با او مختصر مقاومتی كند هر چه بتواند با او بكند و با اندك ناملایمی جنگ و غوغا به پا كند و به هر وسیله شده، مضار ناملایمات خود را از خود دور كند و لو منجر به هر فسادی در عالم هم بشود. . . و همین طور قوه غضب در انسان طوری مخلوق است كه اگر مالك الرقاب مطلق یك مملكت شود، متوجه مملكت دیگر می شود كه آن را به دست نیاورده، بلكه هر چه به دستش بیاید، در او این قوه زیادتر می شود. هر كس منكر است، مراجعه به حال خود كند و به حال اهل این عالم از قبیل سلاطین و متمولین و صاحبان قدرت و حشمت، آن وقت خود تصدیق ما را می كند». [8]
امام در بیانات خود درباره وضع سلاطین و صاحبان قدرت، به بررسی سیاستگزاری رژیم دست نشانده پهلوی می پردازد و می فرماید:
«رژیم دست نشانده پهلوی در مدت بیش از پنجاه سال، این كشور را از هر جهت به سقوط كشانده بود و ذخایر سرشار آن را به نفع جیب اجانب؛ خصوصا انگلستان و امریكا، ریخته و باقی مانده آن را به نفع خود و انگلستان و سر سپردگان خود برداشت كرده و ما را با مشكلات بسیار روبرو كرده است. »[9]
امام (ره) علت وضع جهت گیریهای سیاست خارجی دوره پهلوی را ناشی از یك مساله روحی در شخص رضا شاه و پسرش و سیاستمداران غیر مهذب خارجی می داند و می فرماید:
«اینكه این عمل را آنها انجام می دادند، یك نكته روحی دارد و آن، این است كه انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهی ندارد. آمالش غیر متناهی است، وقوف نمی كند. آمال انسان وقتی كه این طور است، اگر انسان اسیر همین آمال غیر متوقف بشود و ببیند كه یك ابر قدرتی این آمال او را و آن خواسته های مادی او را و آن قدرت او را سلطه او را بر ملت خودش حفظ می كند، او دیگر در بند این نیست كه برای ملت كار بكند؛ برای اینكه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندی هم و همین طور حب مال و جاه هم حدی ندارد، مرزی ندارد. آن برای حفظ قدرت خودش و پشتوانه ای كه دارد، برای این حفظ قدرت با ملت آن می كند كه همیشه حیثیت ملت و گنجینه های ملت را در دسترس او قرار بدهد و یك سهم ناچیزی هم برای خودش قرار بگیرد. »[10]
امام (ره) سیاستهای تهاجمی و ورود قدرتهای خارجی به كشورهای جهان سوم و ممالك اسلامی را ناشی از زمامدارانی می داند كه بدون توجه به مصالح ملتها برای دستیابی به قدرت و مطامع خود به هر اقدامی دست می زنند. [11] از دیدگاه ایشان مشكل، دنیای امروز كه گرفتار جنگ و خونریزی است، ناشی از افراد غیر مهذب است[12] و وقوع دو جنگ جهانی اول و دوم و سایر فجایع جهانی را ناشی از این می داند كه اسلحه در دست افراد غیر صالح است[13] امام (ره) در این رابطه چنین می گوید:
«وقتی سیاستمداری به طریقه اخلاقی انسانی نباشد، او چاقوكش از كار در می آید، اما نه چاقوكش سر محله؛(بلكه)چاقوكش در یك منطقه وسیعی در دنیا. اینكه در روایت هست كه اذا فسد العالم فسد العالم، مصداق بالاترش همینها هستند كه علمای سیاست هستند، فاسد هستند، عالم را به فساد كشاندند. . . . اگر اینها حذف بشوند از دنیا، مردم آرامش بهتری پیدا می كنند. »[14]
امام (ره) درباره اینكه چرا سیاستمداران بزرگ و ابر قدرتها به سمت سیاستهای تهاجمی و چپاولگرانه می روند و این حركت در سیاست خارجی آنها وقفه بردار نیست می فرمایند:
«این ابرقدرتها كه ما اسمش را ابرقدرت می گذاریم، تمام قدرتشان را روی هم می گذارند و صرف آمال حیوانی و شیطانی می كنند، به آن هم درست نمی رسند. اگر بنا بود كه به آن چیزی كه می خواهند برسند كه باید وقوف كنند. اینكه می بینید كه این ابرقدرتها جلو می روند و هر چه داشته باشند، باز یك قدم جلوتر می روند و اگر تمام این دنیا را هم داشته باشند، باز كافی برایشان نیست. . . . [15] و تمام مقصد این جنایتكاران رسیدن به یك نقطه است؛ قدرت، قدرت برای كوبیدن هر كس كه در مقابلشان است »[16]
3- سیاست فرد مهذب:
از دیدگاه امام (ره) ، اگر فرد مهذب؛ یعنی انسانی كه خود را تحت تربیت انبیا[17] قرار داده است، در راس امور سیاسی قرار گیرد، جهت گیری سیاست خارجی آن بر مبنای لاشرقیه و لاغربیه خواهد بود و این امر، ریشه در صراط مستقیم دارد. امام (ره) ضمن بیان مفهوم صراط مستقیم در سیاست خارجی، سیاست نه شرقی و نه غربی را مبنایی ابدی و تخلف ناپذیر در سیاست خارجی ایران اسلامی می داند. [18] امام (ره) در جمع اعضای وزارت امور خارجه، سیاست نه شرقی و نه غربی را با توجه به صراط مستقیم اینگونه بیان می كند:
«بنابر این، وقتی ما می توانیم در مقابل همه دنیا بایستیم) و (بگویم ما نه طرف «مغضوب علیهم » می رویم و نه طرف «ضالین »، نه طرف غرب می رویم؛ و نه طرف شرق می رویم وقتی ما می توانیم این طور باشیم و به صراط مستقیم عمل بكنیم كه همه مان با هم باشیم، ید واحده باشیم. . . »[19]
امام (ره) با توجه به سیاست نه شرقی و نه غربی، استراتژی ایران اسلامی را سیاست واقعی عدم تعهد می داند و تاكید می نماید كه از این سیاست عدول نخواهد شد؛[20] زیرا دوام و قوام جمهوری اسلامی بر پایه این سیاست استوار است[21] و در چارچوب همین سیاست، استقلال، آزادی، حمایت از محرومین و مستضعفان، مبارزه با ظلم و ستم و سایر نقشها و اهداف جمهوری اسلامی شكل می گیرد. [1]. جهت مطالعه ماهیت نظام بین المللی ر. ك:
Hedley،Bull: The Anarchical Society. (london: The Macmillam press. LTD 1977) PP. 3_ 52.
[2]. ر. ك. حسین سیف زاده، مبانی و مدلهای تصمیمگیری در سیاستخارجی، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی تهران 1375، صص 128 - 148.
[3]. ر. ك: همان.
همچنین برای مباحث نظریه پردازی در سیاستخارجی ر. ك:
: Theodore A. Couloumbis and James H. Wolfe: Introduction to Internatioal Relatioms Power andjustice
. (New Delhi: Prentice Hall of India Private Iimlted، 1986) PP. 125_ 148.
[4]. ر. ك: James. N. Rosenau،`The scientific Study of Foreign Policy:
[5]. ر. ك: William. o. Chittick. The Analysis of Foreign Policy Outputs U. S. A: charles E. Merrill PubllshinyCompany .
[6]. همان، ص133.
[7]. همان، ص137؛ همچنین درباره علت وجود این قوا در انسان، ر. ك: امام خمینی، طلب و اراده، شرح و ترجمه سید احمد فهری، مركز انتشارات علمی و فرهنگیتهران، 1362، ص156؛ و شرح چهل حدیث، ص9.
[8]. همان، ص19.
[9]. در جستجوی راه از كلام امام (دفتر چهاردهم) ، استعمار و ابر قدرتها امیر كبیر، تهران، 1362 ص 295.
[10]. در جستجوی راه از كلام امام (دفتربیست و دوم) ، فرهنگ و تعلیم و تربیت، امیر كبیر، تهران، 1364، صص 160-161.
[11]. همان، ص 175.
[12]. صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی (ره) ، مركز مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران، جلد 11، ص 14.
[13]. صحیفه نور، ج 2، ص 2.
[14]. صحیفه نور، ج 18، ص 175.
[15]. در جستجوی راه از كلام امام (دفتر چهاردهم) ، ص 62.
[16]. همان، ص59.
[17]. صحیفه نور، ج 14، ص103.
[18]. فریاد برائت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ص 14.
[19]. صحیفه نور، ج19، ص 194.
[20]. صحیفه نور، ج7، ص 114، و ج 21، ص36، و ج 12، ص 122.
[21]. صحیفه نور، ج 21، ص36.
|
| محمد ستوده - فصلنامه علوم سياسي، ش 5 |
|
|