| استقلال و خودباوری در اندیشه امام خمینی (ره) |
انقلاب اسلامی ایران را عموم صاحب نظران، انقلابی فرهنگی ـ عقیدتی دانستهاند. تحولی كه به دنبال خود تعهدی تاریخی ـ جهانی و سرنوشت ساز به ارمغان آورد كه به موجب آن محصول برآمده از آن تحول ژرف در صدد تجدید حیات معنوی و اخلاقی بشریت است. این ماهیت فرهنگی داشتن انقلاب اسلامی را میتوان در نحوه وقوع، آثار و نتایج پس از آن و كلام و دغدغههای رهبر و بنیانگذارش مشاهده كرد و استمرار این نوع نگاه و توجه به تحول مزبور را در بستر زمان تاكنون در سیاستها ـ راهبردها و روشهای اجرایی و عملیاتی مبتنی بر اندیشه و سیره امام خمینی (ره) ملاحظه نمود. سیاستها و راهبردهایی كه در صدد است تا ظرفیتها و تواناییهای بالقوه انقلاب اسلامی برای سر دادن جهان به سمت زایش و رویش نوین را به فعلیت كشاند.
تعریف و عناصر فرهنگ از نگاه امام خمینی (ره)
نگاه امام به عنصر «فرهنگ» یك نگاه مبنایی و زیربنایی است، عنصر مهمی كه شكوفاییاش میتواند موفقیتهای مستمر و مكرر را برای بشریت خسته از قطببندیهای مبتنی بر زر و زور به ارمغان آورد و داشتههای آنان را در مسیر صلاح و فلاح آنان به كار گیرد. چرا كه در اندیشه ایشان همه انواع وابستگیهای اقتصادی ـسیاسی ـ نظامی ملتها به قدرتهای استكباری در وابستگی فكری و فرهنگی آنها ریشه دارد و توجه به این مهم نیز باید به عنوان نقطه آغاز هرگونه حركت اصلاحی مدنظر قرار گیرد. در بیان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاهها باید طرح بشود.[1] و رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است.[2]
امام خمینی (ره) تا به آنجایی نقش عنصر استقلال فرهنگی در تعیین سرنوشت جوامع را فارغ از نوع مذهب و ملیت آنان بالا میبرد كه آن را منشأ استقلال و موجودیت هر جامعه قلمداد كرده فكر تحقق استقلال در ابعاد دیگر را با وابستگی فرهنگی محال و ساده اندیش[3] میخوانند.
فرهنگ به معنی باورها و اعتقاداتی كه زندگی شخصی و اجتماعی (افراد) یك جامعه با آنها روبروست.[4] در اندیشه امام خمینی (ره) عنصری است هجوم به آن، در رأس تمامی اهداف استعمارگران است. حضرت امام (ره) ضمن توجه به عنصر فرهنگ در معنای عام آن به طور اخص به تواناییها و شایستگیهای فرهنگ موجود در جوامع شرقی كه عبارت از فرهنگ اسلامی است اشارات متعدد و مكرر داشته، خود فرهنگی را مطرح میكنند كه بر مدار تعلیمات اسلامی و اخلاقی انسانی استوار شده است. فرهنگی كه به تعبیر ایشان مترقیترین فرهنگ است كه (ملتهای) شرق باید به این فرهنگ اسلامی تمام احتیاجاتش را اصلاح نماید.[5] براین مبنا، امام (ره) پایه گذار و پی ریز تفكری میشود كه به اساس آن میتوان با اتكاء به تواناییهای خود، راه توسعه ملی را با اعمال و اصرار راهبرد عدم تعهد در قبال قدرتهای بحرانزا طی نمود.
اهمیت فرهنگ در اسلام و نظام اسلامی
فرهنگ در آموزههای اسلامی سازنده ارزشهای اخلاقی است و آن عبارت از مطلوبیتهایی میباشد كه مربوط به خواستهای متعالی است. تغییر در فرهنگ است كه میتواند منجر به تحول در نظام ارزشی جامعه شده، هنجارهایی منطبق بر فطرت پاك انسانی را بیافریند. این جایگاه مبنایی و پایهای، در بینش اسلامی از فرهنگ عنصری استراتژیك ساخته است كه توجه به اسلام جزو وظایف اولیه و كلیدی حكومت اسلامی به شمار میرود. امر مهمی كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بدان توجه خاص گردیده اصل دوم و سوم آن به تشریح اهداف فرهنگی نظام پرداخته است. این توجه نیز منبعث از اصول و اهداف شارع مقدس است كه هدف اصلی از بعثت انبیای الهی به عنوان مهم ترین وقایع تأثیرگذار جوامع و حتی بالاتر از آن، آفرینش را تزكیه و تعلیم خوانده است و امام خمینی (ره) به عنوان یكی از ره یافتگان به باطن احكام، معارف و آموزههای اسلامی در سیره و سخن بدان تأكید و توجه داشتهاند تا در نتیجه تحقق آن، فرهنگ خودی غنی سازی شده، از مظاهر بیگانه پاكسازی گردد. جایگاه عنصر فرهنگ تا بدانجاست كه حضرت امام (ره) حتی در احكام تأسیس نهادهای انقلابی نیز این مهم را مدنظر قرار داده فعالیتهای فرهنگی را به عنوان اولویت اول از شرح وظایف و انتظارات خود از آنها میشمارند. و بدینگونه توجه خود را نه فقط به اكنون بلكه به آینده نیز معطوف میكنند تا این عمل ایشان اشارتی پر نكته و پیام برای عاقلان گردد. در اندیشه حضرت امام (ره) كه ترجمان بینش و نگرش ناب اسلامی است. فرهنگ هر جامعه، تشكیل دهنده موجودیت آن است و جامعهای چنانچه در همه ابعاد اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی هم قوی و قدرتمند باشد اما دچار انحراف فرهنگی شده باشد، قدرتش پوچ و میان تهی خواهد بود.[6]
امام (ره) در تشریح دلیل این نظر خود را میفرمایند:
اگر فرهنگ جامعهای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا میكند و در آن مستهلك شده موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست میدهد.[7]
استقلال فرهنگی، دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی
تلاش تبلیغاتی غرب و عناصر آن در داخل كشور، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بر این استوار بود تا خود را قوی و غالب و جهان را ناچار از پذیرش الگوی فرهنگی و رفتاری خود نشان دهند. این تلاشها تا حدی نیز مؤثر واقع شده بود و افرادی در دانشگاهها و مدارس و ادارات و اجتماعات باورشان شده بود كه باید مثل غربیها فكر كرده مشابه آنان رفتار كنند و تقلید از آنها را در زمینههای گوناگون محور عمل و اندیشه خود قرار دهند. در نتیجه پدید آمدن چنین فضایی، روح و روحیه تحقیق ـ الگوسازی ـ ابتكار و نوآوری و توجه به تواناییها و داشتههای بومی از جامعه ایران رخت بربسته و همدستی شاه آمریكا، نتایج مورد دلخواه آنان را پدید آورده بود. وقوع انقلاب اسلامی در كشورمان، پایانی بر این راه رو به بن بست بود كه با طلایهداری امام آغاز و با بهرهگیری از اندیشه و عمل آینده ساز ایشان توانست راه رستگاری و تعالی را پیش روی ملتها قرار دهد.
از جمله نقشهها كه مع الاسف تأثیر بزرگی در كشورها و كشور عزیز ما گذاشت... بیگانه نمودن كشورهای استعمارزده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است. به طوری كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را،به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر... دانستند و وابستگی به یكی از دو قطب را از فرایض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند..[8]
آنچه خواندید تصویری است كه امام (ره) از وضعیت تحمیل شده غرب بر جوامع ضعیف ارائه نموده آن را غم انگیز توصیف میكنند. درك عمق فاجعه است كه میتواند ذهنها را متوجه عظمت دستاوردی كه انقلاب اسلامی در این عرصه به وجود آورد سازد، امام (ره) در بیان بزرگی این دست آورد تحول روحی و انسانی به وجود آمده در نتیجه نهضت اسلامی در كشورمان را حتی با اهمیت تر از پیروزی بر قدرتهای بزرگ و شاه دانسته آن را تحولی یاد میكنند كه با دست خدا انجام گرفت و تحقق آن را خارج از قدرت بشری قلمداد میكنند.[9]
بنیانگذار جمهوری اسلامی به حضور شگفت انگیز مردم از اقشار مختلف و تحصیل كرده در صحنههای سازندگی و جبهههای جنگ اشاره نموده این تحول را معجزه آسا توصیف كرده،بقاء این تحول را ضامن سلامت نظام در برابر آسیبها و دخالتهای نظامی میدانند.
استقلال فرهنگی به عنوان مهم ترین ثمره و دستاورد انقلاب اسلامی، سبب ساز به وجود آمدن دستاوردهای بزرگ و مهم دیگر نیز شد. این استقلال بود كه در نحوه نگرش مردم به زندگی نوع تعامل آنان با یكدیگر و نحوه برخورد آحاد جامعه با هنجارهای دینی و عرفی تحولی بزرگ را به وجود آورد. در نتیجه تحقق و حاكمیّت این استقلال بود كه روحیه توانستن را در قشر فعال جامعه تقویت كرد و آنان را قادر ساخت تا در سخت ترین صحنههای رقابت علمی ـ فنی و فكری از موضعی فعال و تأثیرگذار حضور یابند.
ریشههای غرب زدگی در ایران و راههای برچیدن این تفكر
نام اشخاص چون «تقی زاده ـ میرزا ملكم خان و...»برای آشنایان به تاریخ معاصر این سرزمین، اسامی آشنایی است. اسامی كه تداعی كننده صفاتی چون وابستگی ـ غرب زدگی ـ بیگانه پرستی و خودباختگی هستند. كسانی كه در تلاش بودند تا از سرتاپای ملت ایران را فرنگی سازند و دنباله روان آنها در سالهای بعد با اتكاء به ثروت خدادادی نفت، رفاه و راحتی خود را به قیمت زیرپا نهادن شان و شوكت ملت تحصیل میكردند. اینان نه تنها دچار خودباختگی فرهنگی شده بودند بلكه دچار عارضه وابستگی در این عرصه نیز شده، اندیشه را در عمل پیاده كرده بودند. وضعیت این غربزدگی تا بدانجا رسیده بود كه به تعبیر حضرت امام (ره) فرنگی مابی از سرتاپا و در تمام نشست و برخاستها و در معاشرتها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی، تمدن و پیشرفت و در مقابل آداب و رسوم خودی كهنه پرستی و عقب افتادگی قلمداد میشد. رفتن به انگلستان و فرانسه و آمریكا و مسكو افتخار پرارزش و رفتن به حج كهنه پرستی و عقب افتادگی بود. [1] . تبیان، ج 26، ص 67.
[2] . تبیان، ج 26،ص 67.
[3] . آئین انقلاب اسلامی، ص 322.
[4] . حدیث ولایت، ج 4، ص 50.
[5] . صحیفه نور، ج 10،ص 71.
[6] . آئین انقلاب اسلامی، ص 322.
[7] . همان.
[8] . وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره) ، ص 26.
[9] . در جستجوی راه از كلام امام دفتر دهم، ص 381.
|
| خليل اسفندياري - روزنامه رسالت، خرداد 1385، ص 16 |
|
|