شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۹

1  2    3  
امام خمینی(ره) و جنبشهای اسلامی معاصر
اگر قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اغلب جنبشهای اسلامی در مواجهه با مظاهر زندگی عصر جدید و تمدن خیره كننده غرب، موضع انفعالی داشته و در مورد كارآمدی تعالیم دینی در مدیریت معقول و شایسته جوامع اسلامی در شك و تردید به سر می‏بردند، تحول همه جانبه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام - رحمه الله - این باور وثیق را در اذهان نیروهای مسلمان جای داد كه اسلام به عنوان یك مكتب آسمانی می‏تواند مهمترین تحولات جهانی را رقم زده و برای پرسشهای عصر جدید و مدیریت جوامع، نسخه شفابخشی را ارایه نماید. همین یك نكته، مهمترین تاثیر افكار سیاسی - دینی حضرت امام - رحمه الله - بود كه از یك سو جنبشهای موجود را در بعد نظری بر مبنای وثیق دینی استوار می‏ساخت و از سوی دیگر، باورهای دینی را به عنوان عامل بالنده و تحرك آفرین در سرنوشت جوامع انسانی مطرح می‏نمود. حضرت آیه‏ا... خامنه‏ای در این زمینه می‏گویند:
آثار و بركات انقلاب اسلامی بر حركتهای رهایی بخش و نهضتهای جهانی اسلام را می‏توان از موج اسلام خواهی و گسترش مبارزات انقلابی علیه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خاورمیانه تا شمال آفریقا و از آسیای مركزی تا قلب اروپا، مشاهده نمود... . احیای هویت اسلامی در میان مسلمانان، بیداری ملتها و ایجاد نشاط و امید در نیروهای مبارز و انقلابی جهان، از ثمرات مسلم و انكارناپذیر انقلاب اسلامی ایران است. [1]
جهانی بودن نهضت امام خمینی - رحمه الله -
هر چند انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام - رحمه الله - یك رخداد سیاسی بود كه در درون جامعه ایران صورت گرفت ؛ اما ویژگی عام و جهانی آن كه برخاسته از عنصر مذهب و خصلت دینی آن بود، موجب می‏شد كه این تحول تاریخی در مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی محدود نمانده و تا اقصی نقاط جهان اسلام و بلكه جوامع بشری تاثیرات عمیق و جدی از خود به جای گذارد. بدین ترتیب، «رویدادهای ایران، مهمترین رویدادهای جهان اسلام طی تاریخ اخیر است. این رویدادها به هیچ وجه یك سری وقایع مجرد و محدود به شرایط ایران نیست.» [2]
بنابراین، انقلاب اسلامی ایران كه تبلور اندیشه سیاسی رهبری این نهضت دینی است، با توجه به خصلت دینی و مكتبی خود به همان سان كه در بعد نظری خود را در محدوده جغرافیایی خاص محصور ننموده و اهداف و آرمان سیاسی - اجتماعی فرا مرزی و جهان وطنی را طرح و پی‏ریزی نموده است ؛ در حوزه عملی نیز استراتژی و سیاستگزاری عملی و عینی خویش را به گونه‏ای سامان داده است كه دقیقا اهداف جهانی و انسانی انقلاب را كه برخاسته از عقاید دینی مسؤولیت مكتبی یك انقلاب دینی و اسلامی است، مورد توجه قرار داده است. این نكته در اندیشه سیاسی حضرت امام در تبیین ماهیت انقلاب اسلامی از اهمیت‏خاص برخوردار می‏باشد. در فرازی از سخنان بنیانگذار نهضت اسلامی ایران می‏خوانیم:
«ما كه نهضت كردیم برای اسلام نهضت كردیم. جمهوری، جمهوری اسلامی است. نهضت‏برای اسلام نمی‏تواند محصور باشد در یك كشور و نمی‏تواند محصور باشد ؛ حتی در كشورهای اسلامی. نهضت‏برای اسلام همان دنباله نهضت انبیاست. نهضت انبیا برای یك محل نبوده است. پیغمبر اكرم(ص) اهل عربستان است ؛ لكن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم است.» [3]
و در همین راستا، تاثیرگذاری انقلاب اسلامی و اندیشه‏های دینی و جهانی حضرت امام بر نهضتهای اسلامی و خیزشهای رهایی بخش، به دلیل رابطه عمیق ماهوی و ذاتی آن، آشكار و هویدا خواهد شد. «نهضت مقدس ایران، نهضت اسلامی است و از این جهت، بدیهی است كه همه مسلمین جهان تحت تاثیر آن قرار می‏گیرند.» [4]
مهمترین شاخصهای جهانی بودن انقلاب اسلامی
در یك برآورد كلی، می‏توان مهمترین شاخصهای جهانی بودن انقلاب اسلامی كه به نوبه خود بازتاب اندیشه جهانی رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن نیز می‏باشد، در محورهای زیر طرح و مورد وارسی قرار داد:
1- تاكید بر اصول ثابت دعوت، نفی سبیل و حفظ دارالاسلام ؛
2- حمایت از مستضعفین و مظلومان عالم ؛
3- استكبار ستیزی و ظلم زدایی ؛
4- تاكید بر «امت اسلامی‏».
1- اصل دعوت و صدور انقلاب
اصل دعوت و صدور انقلاب، یكی از اصول اساسی سیاست‏خارجی جمهوری اسلامی است كه حضرت امام - رحمه الله - آن را تا سطح اهداف غیر قابل تسامح نهضت دینی ایران ارتقا داده و به عنوان رسالت و وظیفه كارگزاران نظام اسلامی معرفی نموده‏اند:
«مسؤولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ع) است... مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه‏ای مسؤولین را از وظیفه‏ای كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطر بزرگ و خیانت‏سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ؛ ولی این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است، منصرف كند.» [5]
حضرت امام خمینی - رحمه الله - در جای دیگر، اصل صدور انقلاب را از ملزومات و تبعات ماهیت دینی و اسلامی آن عنوان نموده و استمرار و دوام آن را مورد تاكید قرار می‏دهند:
«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‏كنیم، چرا كه انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنین نیفكند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجای جهان علیه مستكبرین هست، ما هستیم.» [6]
صدور انقلاب كه در منظومه اندیشه سیاسی حضرت امام به عنوان یكی از اصول سیاست‏خارجی جمهوری اسلامی عنوان می‏گردد، با آنچه بیگانگان و دشمنان انقلاب اسلامی از آن با عنوان كشور گشایی و دخالت در امور و سرنوشت‏سایر ممالك اسلامی یاد و تبلیغ نموده‏اند، تفاوت جدی و آشكاری دارد؛ زیرا صدور انقلاب در اندیشه سیاسی حضرت امام نه به مفهوم دخالت در امور دیگران، كه به معنای ترویج و اشاعه تفكر ظلم ستیزی و استكبار زدایی در میان ملل مستضعف و اسلامی است.
«اینكه می‏گویم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنای غلط را از آن برداشت نكنند كه ما می‏خواهیم كشور گشایی كنیم. ما همه كشورهای مسلمین را از خودمان می‏دانیم. همه كشورها باید در محل خودشان باشند. ما می‏خواهیم این چیزی كه در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، این در همه ملتها و در همه دولتها بشود. آرزوی ما این است. معنای صدور انقلاب ما این است كه همه ملتها بیدار بشوند و همه دولتها بیدار شوند و خودشان را از این گرفتاری كه دارند و از این تحت‏سلطه بودنی كه هستند و از اینكه همه مخازن آنها دارد به باد می‏رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‏كنند، نجات بدهد.» [7]
بدین ترتیب، اصل دعوت و صدور انقلاب كه یكی از مفروضات اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام در روابط خارجی با دیگر كشورهای اسلامی است، ارتباط عمیقی را میان انقلاب اسلامی ایران و نهضتهای اسلامی به وجود می‏آورد. ارتباطی كه در فرایند آن، بنیانگذار نهضت دینی ایران تلاش دارد تا تجربیات عینی و مبارزاتی خویش را همراه با تفكر و باورهای انقلابی و دینی خویش، به پیشگامان جنبشهای اسلامی و رهایی‏بخش انتقال داده و زمینه‏های رشد و شكوفایی آنان را فراهم سازد.
2- حمایت از مستضعفین و مظلومان عالم
حمایت از مستضعفین و ملل تحت‏ستم، از دیگر پیش فرضهای سیاست‏خارجی حكومت اسلامی در اندیشه سیاسی حضرت امام محسوب می‏گردد. داعیه حمایت از مستضعفین پدیده‏ای است كه انقلاب اسلامی و اندیشه‏های رهبری آن را فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی امتداد داده و آن را چونان حلقه‏ای با تمامی جنبشهای اسلامی بلكه كلیه خیزش‏های رهایی بخش مرتبط می‏سازد. «ما طرفدار مظلوم هستیم ؛ هركسی در هر قطبی كه مظلوم باشد، ما طرفدار آنها هستیم. و فلسطینی‏ها مظلوم هستند و اسرائیلی‏ها به آنها ظلم كرده‏اند، از این جهت ما طرفدار آنها هستیم.» [8]
تلاش برای تشكیل جبهه واحد مستضعفین یكی از محورهای اساسی اندیشه سیاسی حضرت امام - رحمه الله - بود كه اثرات خاصی روی ملل محروم و جنبشهای رهایی بخش از خود به جای گذاشت.
«مستضعفین جهان، چه آنها كه زیر سلطه آمریكا و چه آنها كه زیر سلطه سایر قدرتمندان هستند، اگر بیدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قیام نكنند؛ سلطه‏های شیطانی رفع نخواهد شد. و همه باید كوشش كنیم كه وحدت بین مستضعفان در هر مسلك و مذهبی كه باشند، تحقق پیدا كند... ما عازم هستیم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازیم و شما هم كوشش كنید كه ملتها را با حق همراه كنید...» [9]
بدین ترتیب می‏توان گفت ؛ استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی امام خمینی - رحمه الله - كه به عنوان یك استراتژی كارآمد و ضروری برای هر گونه مبارزه و رفع ظلم شناخته شده است، مرزهای وطنی و مذهبی را در نوردیده و به عنوان یك ضرورت، میان كلیه جوامع تحت‏سلطه مطرح می‏گردد. هر چند اندیشه وحدت اسلامی از دیرباز در راس برنامه‏های اسلامی و آزادی خواهی مصلحان بزرگ اسلامی و پیشگامان نهضتهای اسلامی قرار داشته است ؛ اما حضرت امام - رحمه الله - با اهتمام و تاكید بر این عنصر اساسی، نه تنها استراتژی وحدت را میان ملل اسلامی دنبال نمود كه آن را در حوزه وسیعتر؛ یعنی ملل مستضعف و تحت‏ستم، مورد تاكید قرار داد.
[1] . روزنامه جمهوری اسلامی،19/11/1371.
[2] . حامد الگار، انقلاب اسلامی در ایران، ترجمه مرتضی اسعدی و حسن چیذری، انتشارات قلم. تهران، 1360، ص 145.
[3] . صحیفه نور، ج‏10، ص 115.
[4] . صحیفه نور، ج 4، ص 114.
[5] . صحیفه نور، ج 20، ص 118.
[6] . صحیفه نور، ج 11، ص‏266.
[7] . صحیفه نور، ج‏13، ص‏127.
[8] . صحیفه نور، ج 4، ص‏3.
[9] . صحیفه نور، ج‏17،ص‏249.
سيد عبدالقيوم سجادي- مجله علوم سياسي، ش 5
1  2    3