دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹

1  2    3  
شخصیت مذهبی سیاسی امام خمینی (ره)
اشاره:
آقای لنسل، از جمله شخصیت های برجسته و رئیس جامعه شیعیان اتریش است كه با استاد مصباح یزدی، پیرامون شخصیت مذهبی، سیاسی حضرت امام خمینی؛ به گفت و گو نشستند. با هم این گفت و گو را می خوانیم:
آقای لنسل: در ابتدا دوست داشتم از جناب عالی تشكر كنم از این كه وقت گران قدر خود را در اختیار ما گذاشتید. هدف از صحبت این است كه بعضی از ویژگی های حضرت امام را به دست آوریم و بفهمیم كه شخصیت واقعی آن حضرت چگونه بوده است. بیش ترین نكته ای كه توجه جهان را به خود جلب كرد این بود كه حضرت امام به عنوان یك روحانی، رهبری سیاسی را به عهده گرفت و تحولی عظیم در جامعه به وجود آورد. سؤال اول خودم را در این زمینه مطرح می كنم: ویژگی خاص حضرت امام به عنوان یك رهبر سیاسی چه بود؟ كدام خصوصیت ایشان شاخص بود؟
استاد مصباح: بسم الله الرحمن الرحیم. خوشوقتم از این كه برادران عزیز و مسلمان اتریشی را در این جا زیارت می كنم. من قبلا دو بار در وین خدمتشان رسیده بودم و از آشنایی با ایشان خوشحال بودم. در واقع، رسیدن به این آشنایی از بركات این انقلاب بود و اگر انقلاب نبود، ما از این برادران اطلاعی پیدا نمی كردیم و شاید ایشان هم با اسلام آشنایی پیدا نمی كردند. من از برادر عزیزمان اجازه می خواهم به جای این كه فقط درباره امام؛ به عنوان یك شخصیت سیاسی صحبت بكنم، قدری عمیق تر به این شخصیت عظیم الهی نگاه كنیم و از یك زاویه بازتری به این مساله بنگریم:
اگر نگاهی اجمالی به تاریخ بشریت داشته باشیم، می بینیم كه تحولاتی كه پیش از این در تاریخ پیش آمده مرهون شخصیت های خاصی است. حتی بعضی گفته اند: اصلا تاریخ ساخته شخصیت های برجسته و قهرمان است. اگر ما این نظریه را به طوركلی نپذیریم - كه البته قدری اغراق آمیز است - اما شكی نیست كه در تاریخ انسانیت، شخصیت هایی پیدا شده اند كه تحولات عظیمی در زندگی بشریت و مردم خودشان ایجاد كرده اند و نقاط عطفی در مسیر زندگی بشریت ترسیم نموده اند.
بعضی از این شخصیت ها قهرمان ملی یا پیشوای بزرگ مذهبی خاص بوده اند و مثلا، در مذهب خود، تحولاتی ایجاد نموده و موجب تكامل آن شده اند یا برای نژاد خاصی مایه پیشرفت هایی شده اند. ولی بعضی از ایشان تاثیرشان بر كل بشریت بوده است.
از منظر دیگر، تاثیری كه یك قهرمان و یك شخصیت عظیم بر جامعه می گذارد گاهی در بعد اقتصادی است، گاهی در بعد علمی و گاهی معنوی خالص. اما گاهی شخصیت هایی پیدا شده اند كه یك تاثیر همه جانبه بر زندگی انسان گذاشته اند.
تا آن جا كه ما اطلاع داریم، شخصیت های عظیمی كه در تاریخ انسانیت توانسته اند هم در تاریخ كل انسانیت اثر بگذارند و هم زندگی انسان را از همه جهت تحت تاثیر قرار دهند، نمونه هایش را فقط در انبیاء ملاحظه می كنیم.
غیر از انبیاء كسانی كه دست پروردگان كامل آن ها و شاگردان تمام عیارشان بوده اند، توانسته اند مشابه تاثیر انبیاء را در جامعه ایجاد كنند. در میان انبیاء می توانیم به حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی (علیهم السلام) و به ویژه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) اشاره كنیم. در میان پیروان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، بعد از معصومین علیهم السلام، طی چهارده قرنی كه از تاریخ اسلام گذشته است، كم تر كسی را می توان پیدا كرد كه این جامعیت را مانند امام خمینی؛ داشته باشد.
از پیروزی انقلاب، قریب بیست سال گذشته، ولی تصور می كنم دست كم، دو قرن لازم است تا تاثیری كه امام؛ در جامعه بشریت گذاشته دقیقا ارزش یابی شود. شاید این جمله حمل بر نوعی تعصب و یا یك عاطفه افراطی بشود، اما شاید تاریخ اثبات كند كه دور از واقعیت نگفته ام.
امام؛ به عنوان یك روحانی مذهبی شیعه - كه یكی از مذاهب اسلام شناخته می شود - در دنیا برای مردم شناخته شده است. اما ویژگی خاصی كه برای امام؛ قایل شده اند این است كه یك حركت سیاسی را به وجود آورده و یك تحول سیاسی را سامان داده است.
البته شاید برخی این دو حیثیت را از هم جدا كنند و بگویند امام؛ دو شخصیت داشته: یكی روحانی و دیگری سیاسی. ولی دست كم، از نظر خود امام؛ این جور نبوده، تمام ابعاد وجودی ایشان مثل رویه های یك هرم متوجه یك نقطه بود. امام؛ هویت خود را در بندگی خدا می دانست، وظیفه خودش را این می دید كه دستورات خدا را در زندگی شخصی، در زندگی خانوادگی و سپس در جامعه تحقق بخشد.
خواست خدا از انسان در عرصه های گوناگون فردی و اجتماعی، جز كمال و سعادت انسان ها نیست و ابعاد فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، دنیوی، اخروی، دینی، سیاسی، اقتصادی، سیاسی، امثال این ها از هم قابل انفكاك نیست. همه این ها ابعاد یك موجود می باشد و آن موجودی است كه به سوی خدا در حركت است و باید در همه مراحل زندگی، خواست خدا را، كه همان كمال و سعادت حقیقی انسان است، تحقق ببخشد.
در این جا، بحث ما بر سر ابعاد فردی و شخصی زندگی امام؛ نیست. ما زندگی امام؛ و شخصیت ایشان را از تاثیرش در اجتماع بررسی می كنیم. ابعاد اجتماعی زندگی امام؛ مانند دایره های متداخل است؛ از زندگی خانوادگی، زندگی شهری، زندگی در كشور، زندگی شیعیان، زندگی مسلمانان و بعد، زندگی كل انسان ها مثل دوایر متداخلی است كه شخصیت امام را احاطه كرده است.
به این ترتیب، امام؛ ابتدا به ساختن خانواده و شاگردانش پرداخت. در ضمن تربیت شاگردان، توانست یارانی برای توسعه حركت خود در كل جهان پیدا كند. پس از این كه یارانی به اندازه ضرورت و قدر نیاز فراهم ساخت شروع به اصلاح جامعه و كشور خودش كرد تا آن را به سمت اهداف الهی نزدیك كند.
هر چند امام؛ در واقع، یك شخصیت مذهبی بود، ولی با اعتقاد به این كه مذهب از سیاست جدا نیست، اصلاح جامعه خود را در این دید كه از لحاظ دینی و سیاسی - هر دو - متحول شود. فعالیت های امام قریب پانزده سال در زمینه كارهای مقدماتی طول كشید كه این منجر به یك تحول بنیادین در كشور شد تا همه ابعاد اجتماعی و سیاسی و مذهبی را در بر گیرد. به همین دلیل، انقلاب اسلامی ایران تنها یك انقلاب سیاسی نبود، بلكه بیش از هر چیز، یك انقلاب فرهنگی - دینی بود.
در طول این مدت، گرچه اولین هدف امام؛ ایجاد تحول در جامعه ایران بود، ولی ایشان هیچ گاه از رسالت جهانی خود غافل نبود. اولین هدف فراكشوری و فرامیهنی ایشان این بود كه شیعیان را در تمامی كشورهای جهان با معارف اصلی شیعه آشنا كند؛ از یك طرف، خرافات را از دایره اعتقادات و رفتارهای آنان بزداید و از طرف دیگر، توجه آنان را به جوهر اسلام و بشریت جلب كند. امام؛ در این زمینه هم موفقیت های چشم گیری به دست آورد و خواه ناخواه اشتباهات و كژاندیشی هایی كه در رفتار بعضی از شیعیان در نقاط جهان وجود داشت به بركت تعابیر ایشان، رو به اصلاح رفت.
شیعیان دنیا هم با استفاده از تعلیمات امام؛، با حقیقت مكتب اهل بیت، بیش تر آشنا شدند و این عاملی شد كه تمامی كشورهای اسلامی رابطه عمیق تری با خودشان و با امام؛ ایجاد كنند.
از نكات مهمی كه در این جا می توان مورد توجه قرار داد این بود كه امام؛ شیعیان را به این رسالت خودشان متوجه كرد كه در عین حفظ معارف و اصول مذهب خودشان، رسالتی را كه نسبت به وحدت جهان دارند فراموش نكنند.
همان گونه كه می دانیم، دشمنان اسلام از دیرباز درصدد بوده اند بین فرقه های اسلامی جدایی بیندازند تا همه فرق را تضعیف كنند و زمینه تسلط خود را فراهم سازند. امام؛ با توجه به این سیاست شیطانی، سعی كردند كه وحدت اسلامی را زنده كنند و شیعیان را با سایر فرق اسلامی متحد نمایند. از همین جاست كه بین این دایره با دایره گسترده تری ارتباط برقرار می شود؛ یعنی: رسالت امام؛ از مرز شیعیان هم فراتر می رود و شامل همه مسلمانان دنیا می شود.
اگر بررسی كنیم كه حركت امام چه تاثیرات عظیمی در مسلمانان سایر فرق در سراسر دنیا داشته، به نتایج شگفت آوری خواهیم رسید. مهم ترین مواردی را كه در این زمینه می توان به آن توجه كرد این است كه پس از حركت امام؛ و نهضت ایشان، همه مسلمانان جهان به هویت اسلامی خود پی بردند و آن را مایه افتخارشان دانستند. قرن ها بود كه استعمارگران با تبلیغات سوء خود، عقیده مسلمانان را نسبت به دین شان و هویت اسلامی شان تضعیف كرده بودند و طوری شده بود كه جوانان، به خصوص اسلام را افتخاری برای خودشان نمی دانستند و حتی علاقه نداشتند در بسیاری از مجامع دنیا، خودشان را به عنوان «مسلمان » معرفی كنند. اما پس از نهضت امام مسلمانان؛، نه تنها در كشور ما، بلكه در كشورهای دیگر هم با سرافرازی، خود را معرفی می كنند و اسلام را مایه فخر خود می دانند.
اما بركات وجود امام؛ و نهضت ایشان به این جا هم ختم نمی شود. حركت امام؛ نه تنها موجب شد كه مسلمانان جهان به اسلام افتخار كنند، بلكه موجب گردید كه پیروان سایر ادیان هم به دین داری خود افتخار كنند. این حقیقتی است كه من در طول سفرهای متعددی كه به كشورهای مسیحی داشته ام، كشیش ها و اسقف های مسیحی بر آن تاكید داشته اند كه حركت امام؛ موجب شد كه ما جرات كنیم تا دین خودمان را در جهان ترویج نماییم. امام نه تنها موجب شد اسلام رواج پیدا بكند، بلكه حتی مسیحیت نیز در پرتو اسلام، رواج پیدا كرد.
آيت الله مصباح يزدي- مجله معرفت، ش31
1  2    3