آنچه فراروی دارید پاسخ كتبی یاران و شاگردان حضرت امام رحمه الله علیه است به سه پرسش از محضر آنان:
1- رمز موفقیت امام در چه بود؟
2- حساسیت امام روی چه مسائلی بود؟
3- چه خاطره آموزنده از امام دارید؟
مجلّه حوزه به مناسبت سالگرد رحلت حضرت امام، پرسشهای فوق را برای بیشتر یاران و شاگردان آن مرحوم ارسال داشت كه در این شماره پاسخ بزرگوارانی كه تا كنون به دست ما رسیده است تقدیم می گردد.
- آیه الله زنجانی
حوزه: به نظر حضرت عالی رمز موفقیت حضرت امام رحمه الله علیه چه بود؟
تشكر صمیمانه خود را از احیای ذكر امام راحل رضوان الله تعالی علیه كه موجب احیاء و نشر فضائل انسانیّت و تقوی و مكارم اخلاق می باشد ابراز می دارم به راستی: الرجل العظیم بعد موته ینبوع نور یندفّق منه النور.
مرد بزرگ پس از مرگ بسان چشمه نوری است كه پیوسته از آن نور در تابش و ریزش است. فوائد و بركات احیاء مآثر و آثار این نخبه های تاریخ را مكرر كتباً و شفاهاً متذكر شده ام. هست قرآن حالهای انبیاءماهیان بحر یا كه كبریا
و خواندن قرآن و تأكید در تلاوت آن جز از این نیست.
چون تو در قرآن حق بگریختی با روان انبیاء آمیختی
پس ذكر سر گذشت اعاظم و تدبّر در ماجرای زندگی آنان یك نحو اختلاط و آمیزش با ارواح عالیه آنان است وه ! چه اختلاط و آمیزش مباركی !
و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
مسلماً مراد از موفقیّت موفقیت در رسالت خاص خودشان یعنی در برانداختن طاغوت و طاغوتیان و الاّ موفقیت در فقاهت و رشته تخصصی دیگر در اشخاص دیگر هم موجود است و اختصاصی به این بزرگوار ندارد. هر چند به دست رمز موفقیت در آن موارد هم مهم و قابل استفاده شایان است ولی آن را در غیر شخص ایشان می توان پیدا نمود و هم آنرا الگو قرار داد. پس مورد سؤال از خاصه آن راحل عظیم است كه متفرّد به آن بودند؛ یعنی قیام لله و نهراسیدن از كوههای موانع كه هر یك از آنها انصافاً مرد افكن بودند و هم ، لا یخافون فی الله لومه لائم. و اینكه به تنهائی امّت بودن: ان ابراهیم كان امه قانتاً لله.
داده بودش صنع حق جمعیتی كه همی زد یك تنه بر امتی بر سر آن چنان محكم پی است گوئیا شرغی و غربی با وی است آری زیتونه لا شرقیه و لا غربیه و از حدود اقطار خارج بودن خاصه آن بزرگوار بود.
به عقیده این جانب آن بزرگوار نموداری از اعاظم انبیاء و مرسلین بود نمونه از اولوالعزم من الرسل. مرادم نه معنای اصطلاحی كلمه است بلكه مصداق كامل از معنای لغوی آن ؛ زیرا:
قوم بر وی سركه ها می ریختند لیك دریا هم فزون می ریخت قند غم كه از دریا بر آن راهی بودپیش او جیحونها زانو زند!
این را به رأی العین دیدم آنچه كه در طی قرون هم صنفها مهال می شمردند باذن الله و و الاتكال علیه ممكن ساخت. هیچ یادم نمی رود (و شاید در مذاكرات و مصاحبه ها گفته باشم.) در اوایل انقلاب یكی از آشنایان كه با رژیم منحوس كارد و پنیر بود و خدمات شایانی را در معرّفی كارگزاران و افشاگری آنان انجام داده بود روزی كه به مشهد مشرف بود و سخن از انقلاب رفت می گفت: برانداختن رژیم مهال است ؛ چون امریكا پشت سرش ایستاده است.
این مقاله شخصی بود كه به مناسبت خصومت و عداوت شدیدش با دستگاه منفور هرگز احتمال نمی رفت كه سخن از راه عاطفه بزند و در مقام طرفداری از آن ممكن را محال بداند؛ بلكه در آن مورد و موقع دید عقل متعارف جز از این نبود. مولای متقیان صلوت الله و سلامه علیه هم اخبار را با این خاصه ذكر فرمود:
و لكن الله سبحان جعل رسله اولی قوه فی عزائمهم و ضعفه فی ماتری الا عین من حالاتهم.
لیكن خداوند سبحان فرستادگان خود را در اراده شان نیرومند گرداند و در آنچه دیده ها از ظاهر آنان می بیند خوار نمایاند. آنگاه مدح می فرماید:
و لقد دخل موسی بن عمران و معه اخوه هارون علیهماالسلام علی فرعون و علیهما مدارع الصوف و بایدیهما العصی فشر طاله انه اسلم بقاء ملكه و دوام عزّه موسی بن عمران و برادرش هارون علیهاالسلام بر فرعون در آمدند جامه های پشمی بر تن و چوب دستی ها در دست و با او پیمان نهادند به جاودانگی سلطنت و دام و ارجمندی و عزّت اگر مسلمانی پذیرد و راه طغیان پیش نگیرد. ملاحظه می شود كه خاصه موسی بن عمران علیه السلام را در عین عظمت معنوی اتكاء اتكال به قدرت لا یزالی می فرماید كه دو برادر پشمینه پوش با یك عصا به ظاهر فاقد همه گونه قدرت امّا با اتكاء به نیروی لا یزالی بدون هراس از تشكیلات فرعون به او قول می دهند كه در صورت تبعیت از فرمان آنان كه فرمان الهی است سلطنتش پایدار خواهد ماند.
این چه نیروی غیبی است كه با دست خالی فرعون را تهدید می كند و هم تشویق: اگر یك عبدی بود بر اساس مبنائی می گفت: این هم مظهری از وجوداست یك حقیقت است به دو صورت موسی و فرعون كردند آشتی.
راحل بزرگوار قدس سره العزیز فرمود:
بگویم كه از گوشت گرفته بیرونت كنند!
خلاصه آن خاصه موجب امتیاز و ایمنی از مشاركت در آن (علی حد تعبیر الرضی ره) همانا نمونه و نمودار بودن از خاصه انبیاء بود و گرنه تقدم در فقاهت واجتهاد به ماهو موجب امتیاز نمی توانست باشد.
هستند از مستعدین در فقه و فقاهت واجتهاد كه برای جلوس رضاخان به اریكه سلطنت در محجلس موسسان تبریك مفصل گفته اند.
فیا غفلتا عما یرادیهم و من نام لم ینم عنه و كان هو قدس سره اخا الحرب یقظانا.
لازم دیدم كه خاصه مهم دیگر را كه مسلماامام راحل رضوان الله تعالی علیه از مشاركت ایمن بوده و فضیلت منحصر به فرد آن را حل عظیم الشان است گوشزد نمایم و باز به بوقل رضی رضزان اللفه علیه (كثیرا مااذا كرالا خوان) است. همانا در تحت نفوذ و تاثیر بودن در برابراطرافیان و خواص بود زیرا در طول زندگی آنچه كه مشهود بوده و یكی از نقاط ضعف و بلكه سقوط ازاوج عظمت بوده متاثر بودن اكثر هم طرازهای امام راحل قدس سره بوده كه دراین باره قضایای تاسف بار دارم كخه داعی بر گفتن آنها نیست واز طرفی برای نمایاندن فضیلت وامتیاز آن بزرگوار راهی جز آن موجود نیست چون: (به ضد نور دانستی تو نور). داستانهائی از شهید صدیق آیه الله مطهری رضوان الله تعالی علیه و بی تفاوتی مراجع گذشته نسبت به ماجراهای آن شهید قدس سره و همچنین نسبت به خودم دارم كه ظاهرا سرش اولی است.
تاسیسا لقوله سبحانه: (لا یستوی منكو من الفق من قبل الفتح و قاتل اولئك اعظم درجه من الذین انفقوا من بعد و قاتلوا وكلا وعدالله الحسنی! واللفه بما تعملون خبیر).
فریفتن در اصل حیازت درجات مساوی هستند وانما یمتازون بعضها ثم انه سبحانه وعد كلا منهم الحسنی سبحانه لایخلف المیعاد.
حوزه: حضرت امام رحمه الله علیه چه مسائلی حساسیت بیشتری نشان می دادند؟
آن بزرگوار فقط علاقه مند به دین واقامه شعائر و دفاع از حریم اسلامش بود كه غمخوار بود. بد نیست این جریان را متذكر شوم:
هنوز چند روزی از ورود حضرت امام به ایران نگذشته بود كه یكی از رفقای اهل علم زنجانی ساكن تهران كه مكرر در آن چند روز با هیات علمیه تهران شرفیاب شده وامام به مناسبت همشهری بودن مشارالیه از حالات این جانب سئوال واستفسار فرموده بودند به این جانب تلفن كرد و ضمنا گفت چرا نمی آیید و چرا در مشهد معطل هستید. چند بارامام از شما پرسیده است.
پس از سئوال و جوابهایی من پرسیدم خبر تازه چیست؟ گفت: همه هیات علمیه تهران به مصاحبت یكی از خطبا مشرف بودیم.اماامر فرمودند كه: سكوت را ممتد شكسته به منبر رود. وی هم به منبر رفت واظهار داشت: ما حاصله:
این انقلاب ثمره مجاهدات شخصی نیست همه علماء در آن ذی سهم هستند.
من در همان مذاكره تلفنی گفتم: جناب رفیق شفیق ! به قول تبریزیها نماز قضاء دارد اما جواب را قضایی نیست ! بنابراین در همین موقف اندك تامل نموده و پانتز باز كنید تا جواب را در ضمن بیتی از حافظ به سمع شریف برسانم و سپس ادامه بدهید.
گفت: پرانتز بازاست.
این بیت را خواندم:
هزار نقد به بازار كائنات آرند
یكی به سكه صاحب عیار ما نرسد
انصافا بی انصافی شده است. غیرازایشان اول به حسابها رسیدگی می كردند چنانچه ادنی لطمه ای به آن وارد نمی شداعلامیه می دادند آن هم شایداز كثرت اعتراض من حولهم پس اصاله الجهد محفوظ نبود اما صاحب عیار ما خود را به آب و آتش می زند و آماده هرگونه پیش آمد بود.
آری صحابه هم می جنگیدند مولی هم می جنگید.اما مولی از زبان سیده نساء:
كلمااو قدوانارا للحرب اطفاهاالله.... فلا ینكفی حتی یطا صماخها باخصمه و یخمدلهبها بسیفه مكدودا فی ذات الله مجتهدا فی امرالله قریبا من رسول الله (ص ) سیدا فی اولیاءالله مشمرا ناطحا مجدا كادحا وانتم فی بلهنیه من الشعین وادعون فاكهون آمنون ( اعیان الشیعه ج 2.300 چاپ قدیم).
- آیه الله امینی
حوزه: به نظر حضرت عالی رمز موفقیت حضرت امام چه بود؟
امام خمینی قدس سره الشریف یك شخصیت استثنایی و ممتاز بود و ویژگیهایی داشت كه در كمتر كسی جمع می شود. رمز موفقیت او را باید در مجموعه آن صفات جستجو كرد. مانند: آرامش نفس قاطعیت شجاعت اخلاص استقامت بی اعتنائی به جاه و مقام بی توجهی به امور مادی و دینوی تقوی تسلط بر نفس بینش سیاسی بینش اجتماعی تدبیر آینده نگری تیزهوشی ذكاوت ساده زیستی آگاهی به زمان هیبت و وقار خوب سخن گفتن خوب نوشتن فقاهت و مرجعیت قیافه زیبا و جالب ولی به نظر من مهمترین رمز موفقیت حضرت امام در دو چیز بود كه منشا و ریشه همه فضائل و كمالات او محسوب می شد.